...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
./ DoostDar ./
در گستره ی بی مرز این جهان تو کجایی؟
./ DoostDar ./
بیشتر از چراغ اتاق .. شیفته ی کبریت خودم هستم ...
alla
وباز هم انت.......................................ظار
alla
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي... گريه ميكنم ..و آرزو ميكنم ..... كاش براي يك لحظه.. فقط يك لحظه.. آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم بانو................
alla
ميخواهم تصوير با تو بودن را نقاشي كنم، ديدم فاصله بينمان در ورق جا نميشود، كمي نزديكتر بيا ...بانو...ميخواهم با تو بودن را حس كنم.
...غزلواره ...
نگاهت را از پشت پنجره دیدم کم کم ...نخواستم ولی عاشق شدم نم نم ...در خلوت خانه بهانه هایت را می گیرد این دل هر دم ...حتی زیر باران مستم از نگاه تو ...گناه من ، نگاه تو ، ...سراب من ،خیال تو، شراب من ، لبان تو......
...غزلواره ...
حضورت در قلبم... مثل نفس کشیدن است... آرام... بیصدا... اما همیشگی ....
...غزلواره ...
چگونه ماهي خود را به آب مي سپرد ! به دست موج خيالت سپرده ام جان را ...
alla
آمدم بانوي آسماني.. که باز ، تنهاترین طپش های تنهاییم را با تو قسمت کنم..... آمدم تا به خاطرت بوسه زنم و با تو بغل بغل ستاره بچینم .........
alla
قاصدک پرواز کن... در کوی آن آهوی من / بوسه زن.. بر روی مشکین موی او از سوی من / درد دوری را نمی داند بگو در گوش او / تا دل پاکش بسوزد باز گردد سوی من.......
...غزلواره ...
هیچکس نفهمید... شاید شیطان عاشق حوا شده بود که به آدم سجده نکرد....شاید ..........
...غزلواره ...
عزیزم... بیا کمی بغلم کن ببوس، تا باور کنم حضور تو ایندفعه خواب نیست ...من را ببوس تا همه ی شهر پر شود ...این اتفاق هر چه که باشد سراب نیست..........
alla
ناز کن.....تا روز و شب غرق تمنایت شوم* تا قیامت شاعر چشمان زبیایت شوم* از ازل زیباترین تصویر دنیا بود ه ای* کاش میشد تا ابد محو تماشایت شوم................
alla
شب امد روزگار دل تمام است......به دستت اختیار دل تمام است...................................من از چشم تو خواندم روز اغاز.........که با این عشق کار دل تمام است ...........................