دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

sima
sima

دل می خواستم از تو، نه تن! تن فروش در شهر زیاد است! جایی خواندم فرقی ندارد زن باشی یا مرد، دل نداده تن بدهی فاحشه ای

sima
sima

امروز یک شیشه از عطرت را خریدم چشمانم را بستم و بیادت یک دل سیر نفس کشیدم ....سلام

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

دلم هوایت را کرده! کاش بودی... تو میدانی دلم بهانه چه چیز را می گیرد ذره ذره وجودم پرازبهانه است. "بهانه نبودنت"

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

آنقدر حالم خراب است که باید بیایی و انقلاب کنی . . . !!!! با کودتا کارم راه نمی افتد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

برد آرام دلم ... یار دل آرام كجاست ؟ آن دل آرام كه برد از دلم آرام كجاست ؟!

✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘

از من دوری اما به تو اندیشیدن را عادتی ساخته ام بهر تنهایی خویش....

كامياب
كامياب

کالبد قلب بیمارم نقاهت نفرین شده اش را یافت ولی در نهان خانه ی ترس در استقبال مرگ مرگ دیباچه ی عقل در گلبوسه ی زخم ها خنیاگری غم ها حال می گویی چه کنم با مناقشه ی قلبم: هم نشینی با مهربانیت یا خواندن غزل خداحافظی؟!

كامياب
كامياب

شوکران به دست قدم رنجه کردی در حال و هوای دلتنگی من لبریز کردی کاسه ی اندوهم شدم یک کولی آواره دلگیر کردی غروب زمستانی ام به خیال خودم در کوچه های سوت و کور قلبت طی الارض کردم زمین گیر کردی شوق مستانه ام دو سه پیمانه از مهربانیت در جام می ام ریختم نمک گیر کردی صوفی عشقم شاید این رسم زمستان روزی تمام شد شاید این مهربانی حرام شد ولی من در انتظار این غبار بی سوار می مانم...

كامياب
كامياب

شوکران به دست قدم رنجه کردی در حال و هوای دلتنگی من لبریز کردی کاسه ی اندوهم شدم یک کولی آواره دلگیر کردی غروب زمستانی ام به خیال خودم در کوچه های سوت و کور قلبت طی الارض کردم زمین گیر کردی شوق مستانه ام دو سه پیمانه از مهربانیت در جام می ام ریختم نمک گیر کردی صوفی عشقم شاید این رسم زمستان روزی تمام شد شاید این مهربانی حرام شد ولی من در انتظار این غبار بی سوار می مانم...

كامياب
كامياب

رج زدن لاشه خاطره ها دوختن شکاف فاصله ها شده حقّه ای مسموم و سیاه تاریک تر از یلدا برای دسترنج ب ی خ ی ا ل ی من برای تکرار ب د ب ی ا ر ی من

كامياب
كامياب

این روزا هوایی تر شدم ولی دیگه نمیشه هم تو باشی هم هوا تو باید بری تا نفس بکشم

كامياب
كامياب

گفت تا آخرش با تو میمانم گفتم آخرش کجاست؟ گفت آخر دنیاست گفتم آخر دنیا کجاست؟ گفت از نگاهم پیداست گفتم نگاه تو، رو به کجاست؟ گفت نگاهم رو به پایان زندگیست گفتم پایان زندگی کجاست؟ گفت لحظه ای که از عشقت میمیرم

این ارسال را بازنشر کرده است.
كامياب
كامياب

نمیتوانم بنویسم قصه رفتنها ، غرق شدن در سراب دلها را . مینویسم که اسیر دلهای بی وفا بودم ، هنوز قصه تمام نشده ، من نیز قربانی یک عشق دروغین بودم.

alla
alla

هـر جا چراغی روشنه، از ترس تنها بودنه.. ای ترس تنهایی من ، اینجا چراغی روشنه... اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه... هر روز از فکر سقوط با کوه صحبت میکنه.............

این ارسال را بازنشر کرده است.
alla
alla

من از تو ،راه برگشتى ندارم ...تو از من، نبض دنیامو گرفتی... تمام جاده ها رو دوره کردم... تو قبلا رد پاهامو گرفتی... من از تو، راه برگشتى ندارم... به سمت تو، سرازیرم همیشه... تو میدونى اگه از من جدا شى ...منم که سمتِ تو میرم همیشه.....