...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
چمدانت را بستی و چندبار پشت سرت را نگاه کردی و زیر لب گفتی : " چیزی را جا نگذاشته ام ؟" چرا،برگرد.... یک دنیا خاطره
...غزلواره ...
و چه عاشقانه ...دل من ...برای شاعرانه هایت ...تنگ میشود ...
سحـــر خاتـــون
من عادت دارم نگاه کنم به آدمهایی که از دور می آیند تا آن زمان که ثابت شود "تو" نیستند....
...غزلواره ...
تمام دلخوشی باغبان چیدن میوه های نورسیده است اگر سرما امانشان دهد و اگر تگرگ و باران نزند شکوفه های زیبا را... کاش مترسک خوابش نبرد یا پیمان دوستی با کلاغان نبندد ...اگر این نباشد باغبان می میرد از این همه نامرادی ...و ما می مانیم پشت پرچین یک باغ آفت زده و مترسکی که مانند روسپیان لباسانش دریده شده ...و چه دردناک است این همه در حضور خورشید ...گاهی تنهایی بهتر از هم صحبتی با کلاغان چشم سپید است...مترسک ! آفریده شده ای که تنها بمانی هر چند که دردناک است این تنهایی ...
اِبی بن بست. . .
تنها شادی زندگیم این است که هیچکس نمی داند تا چه حد غمگینم....
...غزلواره ...
مرا پنهان کن ... جایی نزدیک تر به تو...
اِبی بن بست. . .
دیگر نمی خواهم عاشق شوم دلم را در جعبه ای می گذارم درش را محکم می بندم و رویش می نویسم این دل شکسته دیگر شکستنی نیست...!
اِبی بن بست. . .
گاهی تنهایی ام آنقدر عمیق است*که در آسمان هم احساس میکنم در قفسم
اِبی بن بست. . .
من را تو ببخش چشم من کور! دستم برود به زیر ساطور! تقصیر دلم نبود دزدی چشم تو سیاه بود و مغرور!
اِبی بن بست. . .
دیشب از دلتنگیت، بغض گلویم را شکست / گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست / من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل / تا بماند از روزی که بر قلبم نشست....
اِبی بن بست. . .
به امیدی که وفا خواهم دید / از تو تا چند جفا خواهم دید گر توان وصل تو را دید به خواب / این چنین خواب کجا خواهم دید طاق ابروی تو گر قبله شود / خوش اثر ها ز دعا خواهم دید . . .
...غزلواره ...
چگونه بسرایم آبی چشمانت را .....که واژه ها را توان رویارویی نیست ... و گریزانند از آن آبی زلال .......
اِبی بن بست. . .
زنده با آن که گاهی یادی از ما میکند، از خجالت ما را غرق دریا میکند، حال ما میپرسدو از مهربونی های خود، این دل غمگین ما را پر از عطر گلها میکند
اِبی بن بست. . .
اگه عشقی نباشه آدمی نیست، اگه آدم نباشه زندگی نیست، نپرس از من چه آمد بر سر عشق، جواب من به جز شرمندگی نیست