...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
دوستت دارم را نه آنقدر زود بگو که هنوز دوستت نداشته باشه
و نه آنقدر دير که ديگری را دوست داشته باشه..............................
سحـــر خاتـــون
گفتی محبت کن..... از محبت خارها گل می شود..... محبت کردم..... هیچ کس گل نشد.... همه خوارم کردند!
sima
زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد
sima
دلم میلرزد ، هرگاه صدای جدیدی سلام میکنــد ... قلبم با تمامِ قوا میکوبد ؛ نفسم تنگ میشود و دستانم به لرزه می افتند ... من دیگر کششِ خداحافظی ندارم! ببخش که جوابِ سلامت را نمیدهم ...!
سحـــر خاتـــون
گــــاهی ... بی دلیل حالم خوبه و خوشحالم ! گــــاهی ... بی دلیل حالم بده و غمگینم ! ... این بی دلیلی ... منو داغون کرده ...!
سحـــر خاتـــون
ای که سیاهه چشمات...همرنگ روزگارم...
سحـــر خاتـــون
گاهی وقتها آدم دلش میخواهد هوشمندی را کنار بگذارد و اعتماد کند به کسی ... همین
سحـــر خاتـــون
دو نگاهی که کردمت همه عمر نرود تا قیامت از یادم نگاه اولین که دل بردی نگاه آخرین که جان دادم
سحـــر خاتـــون
وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید من عاشق چشمت شدم نه عقل بود ونه دلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
سحـــر خاتـــون
پرواز میخواهم بادبادکم را بدهید ... ... میخواهم دل بکنم از این زمین و وابستگی هایم اما نخ خیالم به تو گره خورده ، تو بگو ، چگونه پرواز کنم؟
./ DoostDar ./
حمـاقـت کـه شاخ و دم نــدارد!