...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
دم به کله می کوبد... و شقیقه اش دو شقه می شود..غافل از آنکه حلقه آتش را در خواب دیده است عقرب عاشق.............
alla
........ اي من ؛ بي مهرباني و عشق سنگ قبري بر خويشتني...........................
alla
شاید ،اگر من نیز گریه می کردم اتاق را موج بر می داشت... شاید، آن وقت می شد از میان ما لااقل قایق نقاشی به مقصد برسد..........
alla
غمگین تر از غروبم ، عاشق تر از ستاره ،ندیدنت به غیر از حسرت هیچی واسم نداره دردم یکی دوتا نیست، من بی« تـــو» مشق دردم، دست خودم اگر بود بعد از « تـــو» دق می کردم.....بعد از تو دق ميكردم...........
alla
زندگي رو هديه کنم به عشق و عشق رو هديه کنم به« تـــو»! و تو رو ... آخه« تـــو» رو به کی میتونم هدیه کنم ؟ نه به هیچکس ....... ! « تـــو» رو میسپارمت دست اونی که خیلی بیشتر از من دوست داره ...........
alla
دوري،عشق هاي کوچک را از بين مي بره.ولي به عشق هاي بزرگ عظمت مي ده، مثل باد که يه کبريت و خاموش مي کنه ...ولي شعله هاي آتش را در آتش سوزي جنگلها...............
alla
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید، چرا چشم هایت همیشه بارانی است!!!؟؟؟
alla
بانوي آسماني درياها....بگو که دیگر کابوس تنهایی تکرار نمی شود... بگو این عشق تمام نمی شود... پروازم بده تا بی کران مهربانیت...
alla
لبها می لرزند. شب می تپد.زهره آسمان شب را زيبا كرده.... جنگل نفس می کشد. پروای چه داری بانو ؟؟؟؟
alla
سپیده که سر بزند... در این بیشهزار خزان زده ،شاید گلی بروید ....شبیه آنچه در بهار بوئیدیم، پس به نام زندگی هرگز نگو..... هرگز.
sima
محـــکم تر از آنم که به خاطر دلم ، آنچه را که اســـمش را غــرور گذاشته ام ، برایت بــه زمیـــن بکوبــم . . . احـســاس من قیمتــی داشــت ، که تو برای پرداخــت آن فقیــــر بودی ...!
sima
نمی خواهم خاطره فردایم شوی امروز من باش حتی لحظه ای
sima
دست هایم این روزها بوی حافظ می دهند تـفأل که می زنم یوسفم بدجـور کنعـانش را می خواهد
sima
بس که از عشق شمــــــــــــا گفت و نشد باور تان . . . دل بیچاره ی من مـــــــــــــــرد! ... ولی غصه نخور . . . دل زیـــــــــــاد است ! ! فــــــــــــــــــــــــــــــــدای سرتان . .