احساس آبي
در نامه هائی که به مقصد نمی رسند ... یک جمله همیشه هست : می خواهم َت بیا ...
احساس آبي
به دردت نمی خـــورم؟ قبـــول ! غمت را که می خورم ....
احساس آبي
از من نترس ، من همان ِ همیشه ام ... کمی دیوانه تر
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
این روزها یا به تو می اندیشم یا به این می اندیشم که چرا به تو می اندیشم ...
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
من از پایان میترسیدم و آغاز کردم ...
احساس آبي
رویا را دوست دارم رویا نام ِ خیالی " تو " ست به وقت غائب ِ از نظر بودنت. به وقت نبودنت...! رویا نام ِ خیالی ِ آرامش من است به وقت دردکشیدنم....به وقت زخم خوردنم... رویا را دوست دارم واین زن ِ رویاباف ِ خیالی ِدیوانه را ...
احساس آبي
ای خدای بزرگ که در آشپزخانه هم هستی و روی جلد قرص های مرا می خوانی لطفن کمی آن طرف تر! باید همه ی این ظرف ها را آب بکشم و همین طور که دارم با تو حرف می زنم به فکر غذای ظهر هم باشم نه! کمک نمی خواهم خودم هوای همه چیز را دارم پذیرایی جارو می خواهد غذا سر نمی رود به تلفن ها هم خودم جواب می دهم وگردگیری این قاب…یادت هست ؟ اینجا کوچک بودم و تو هنوز خشمگین نبودی و من آرامبخش نمی خوردم درست بعد طعم توت فرنگی بود و خواب که تو اخم کردی به سیزده سالگی ملافه و رویاهایم ببخش بی پرده می گویم اما تو به جیب هایم کیف دستی کوچکم و حتی صندوقچه ی قفل دار من چشم داشتی! ای خدای بزرگ که توی آشپزخانه ام نشسته ای حالا یک زن کاملم چیزی توی جیب هایم پنهان نمی کنم کیفم روی میز باز مانده است هر هشت ساعت یک آرامبخش می خورم و به دکترم قول داده ام زیاد فکر نکنم لطفن پایت را بردار می خواهم تی بکشم!
احساس آبي
لـآلـآیــی هـآشــو مـَـن خــونــدم ...رَفــت رو پـآی یـکـی دیـگــه خــوآبـیـد
احساس آبي
آفـت گـرفـتـ ﮧ اسـت ...خـرمـنـی.... کـ ﮧ هـر روز سـرش وعـده مـی دادی ...!
HM69
قلابت را بدون طعمه بینداز، اینجا پر است از ماهی هایی که از زندگی سیر شدند...