دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

دلـَــــــــــــم، پُــر از زَخـــــــــــــم هایی ست که قرار است وقتی بـــــُـــــزرگ شدم فراموشــشان کــنم...

... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

رنجاندمش رنجاندمش اما خدايا او عشق من بود او ... سكوت سرد و سيگار

Behrooz
Behrooz

من به شخصه یه بی ام دبلیو 630 آی دارم ، داداشم یه بوگاتی ویرون داره... ولی کلا با پراید می گردیم که ریا نشه گفتم در جریان باشین

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

عمرت را داده ای تا آنی شوی که اکنون هستی... ارزشش را داشت؟

Behrooz
Behrooz

نشانی مرا اگر خواستی همینجا هستم ... پشت مانیتوری که نمیتواند مرا به تو برساند !!

Behrooz
Behrooz

سلام بروبچز

BlaCk Ho4K
1338365009861323_large.jpg BlaCk Ho4K

سلام دوستـــــــــــــــان

BlaCk Ho4K
BlaCk Ho4K

سوهان می کشم قصه ی دلتنگی هایم را ، تا هموار سازم جاده های آمدنت را...

daryoosh
598386_365266766868999_2109625822_n.jpg daryoosh

هیچ میدانستی...!؟ نسیمی که مرا عاشق کرد از چشمان تو می وزید...!

daryoosh
182833_173420099456194_185347843_n.jpg daryoosh

درس زندگی....تعمیر یا تعویض

JKing
JKing

عقل مي گفت که دل مسکن و ماواي من است عشق خنديد که يا جای تو يا جای من است

Alireza
Alireza

گفتم : لعنت بر شیطان! لبخند زد ! پرسیدم : چرا می خندی؟ پاسخ داد : از حماقت تو خنده ام می گیرد ! پرسیدم : مگر چه کرده ام؟ گفت : مرا لعنت می کنی در حالی که هیچ بدی در حق تو نکرده ام !!! با تعجب پرسیدم : پس چرا زمین می خورم؟! پاسخ داد : نفس تو مانند اسبی است که آن را رام نکرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند... پرسیدم : پس تو چه کاره ای؟ پاسخ داد : هر وقت سواری آموختی، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. در ضمن این قدر مرا لعنت نکن!!! گفتم : پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام کنم؟!در حالیکه دور می شد گفت : من پیامبر نیستم جوان.........!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ســهـــیـــل
ســهـــیـــل

شدم در این شهر ....

JKing
JKing

ثبت احوال در شناسنامه ام ؛ همه چيز را ثبت كرده ... جز احوالم ... !!

... UnKnoWn ...
... UnKnoWn ...

مےخـوآهـمـ تـآ سحـر بـه چشـمـآنـ آسمـآنـیـ اتـ خیـرهـ بـمــآنـمـ ... هـمیـنـ کـآفـیـ استـ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.