دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
(❤)  ___  (❤) __ Hiden  live( ❤ ) ___ehsan
(❤) ___ (❤) __ Hiden ...

برای ترک همیشه دکتر و دوا نیاز نیست! گاهی . . . سنگینی حرفی . . . تلخی نگاهی . . . ... خوب ترکت می دهد

·ï¡÷¡ï· M@h$a ·ï¡÷¡ï·
·ï¡÷¡ï· M@h$a ·ï¡÷¡ï·

هر كسي مي تونه به زندگي شما وارد بشه و " بگه " كه چقدر دوستتون داره ؛ اما اين فقط از عهده ي يه شخص خاص بر مياد كه در زندگي شما بمونه و " نشون بده " كه چقدر دوستتون داره !

(❤)  ___  (❤) __ Hiden  live( ❤ ) ___ehsan
(❤) ___ (❤) __ Hiden ...

شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمیتوانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هرچه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری میدیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم. استاد گفت: عشق یعنی همین! شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟ استاد گفت: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به خاطر داشته باش که باز هم نمیتونی به عقب برگردی!! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد از او ماجرا را پرسید و شاگرد در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم. به سبب انکه ترسیدم اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردم. استاد گفت: ازدواج یعنی همین!

BlaCk Ho4K
1339575611350333_large.jpg BlaCk Ho4K

زندگی ورق خوب اوردن نیست.زندگی ورق بد را خوب بازی کردن است

daryoosh
s6it5hdy42pj2akoh9g0.jpg daryoosh

هــر بار که چشمانت را می بندی و بــاز می کنی ، بیشتــر شک می کنم که مــرگ و زندگــی ... فقط دست خـــدا باشد !!

daryoosh
366565_fTbM6Hhk.jpg daryoosh

عاشق هم شدی مث زلیخا سِمِج باش! آنقدر رسوا بازی دربیاور تا خدا خودش پا در میانی کند...

Behrooz
252693_376677069062885_1061287010_n.jpg Behrooz

دلت را خوش نکــــــن به این "دوستت دارم"ها !! تمـــــامشان'' تاریخ مصــــــرف'' دارند. . .

Behrooz
Behrooz

هر جای احساسم را لمس کنی درد دارد! جای رد پایت کبود است... جای نگاهت تاول زده... این آثار شکنجه ات است !!

Behrooz
Behrooz

نکاح بوسه هایت را به عقد خويش در آوردم... مهريه اش دلم بود كه عندالمطالبه دادم ♥

Behrooz
Behrooz

خیال میکردم.. عشق عروسکی است که میتوان با آن بازی کرد ولی......افسوس اکنون که معنی عشق را درک کرده ام فهمیده ام که خود عروسکی هستم بازیچه دست سرنوشت...

Behrooz
Behrooz

اینکه رفتی و دیگر ندارم ات ... تقصیر خودم بود که ته ِ هیـــچ شعری نقطه نگذاشتم !!!

Behrooz
Behrooz

مــَـن بـی تــو شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ تـــو بــی مـَـن چــِـه خــواهــی کــــرد؟ اصـــلا” یــــادت هَستـــ کــِــه نیستــَـمــ …؟

Behrooz
Behrooz

چه عاشقانه نوشت شريعتى: من تو را دوست دارم و تو ديگرى را و ديگرى ديگرى را و در اين ميان همه تنهاييم..!

JKing
JKing

چه افکار عجیبی داشت کرم ابریشم ............... تمام عمر قفس می بافت ولی ... فکر پریدن بود