دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

قياس‌ ضد و نقيض‌ ها، نگفته ها را بیان کنید...

پارادوکس یعنی یه کاکتوس وسط صحرا!
پارادوکس یعنی یه لک رو دیوار!
مهم نیست چقدر کوچیکه، مهمه چون تاثیرگذاره!
اینجا قرار نیست همه نوشته‌ها پارادوکس داشته باشه، درسته شرط اول بر پارادوکس بودنشه، اما مــــــهم اینه چیزی باشه که تاثیر گذار باشه، سر سری ازش نگذریم !

جزئیات گروه

شناسه 297
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 16172 پست
عضو 883 کاربر
طرفدار 35 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 8
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 82
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 9

کاربران گروه

(878 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پارادوکس
شناسه‌: 297 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

خیلی دوست دارم وقتی عصبانی میشم، مثل تو فیلما بزنم آینه رو بشکونم . . . . . . . . . . . ولی نمیشه..... دعوام میکنن....

فــرشــیـد
فــرشــیـد

بسیار جالب......(یه دیدگاه سر بزن)

فــرشــیـد
فــرشــیـد

آن که ثروت خود را باخت... زیاد باخته است ...ولی آنکه شهامت خود را باخت... پاک باخته است...

فــرشــیـد
فــرشــیـد

ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم...یک وفاداری کاذب...!!! اما این را هم یادتان باشد که "ذره ای در قلب" بهتر از کوهی بر دیوار است...!!!

فــرشــیـد
فــرشــیـد

يه ضرب المثل چيني ميگه با دوست صميمي دوست دخترتون راحت باشين، اون حتي از رنگ لباس زير شما هم خبر داره!

فــرشــیـد
فــرشــیـد

شاهزاده ای را گفتند مردی جوان و فقیر در شهر بسیار به شما شباهت دارد، امر کرد بیاوریدش، با تمسخر بدو گفت آیا مادرت در جوانی خدمتکار دربار بوده؟ جوان گفت نه، ولی پدرم سالهاي سال باغبان پادشاه بوده است!

فــرشــیـد
فــرشــیـد

من به آینه ء اتاقم مشکوکم، تازگیها تصویر مرا با تأخیر نشان میدهد

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

اولین دیدارها خیلی معمولی و عادی اند همه چیز از دومین دیدار لعنتی شروع میشه ...

فــرشــیـد
فــرشــیـد

جریانی صد در صد واقعی.... دیشب خونه ی دختر خالم بودیم. اینا یه پسر حدودا 5ساله دارن. داداشم هی این بچه رو اذیت می كرد می گفت به به چه دختر خوبی اینم می گفت من دختر نیستم پسرم. اینقدر داداشم گیر داد بچه عصبی شد شلوار و شرتشو با هم كشید پایین{ گفت "دیدی؟ دخترا كه ازینا ندارن!

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

در واقع این گذشته ی آدماست که گند زده به آینده ی آنها...

فــرشــیـد
1339686918788114_large.jpg فــرشــیـد

فــرشــیـد
1339682251171192_large.jpg فــرشــیـد

ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺
ωرویـטּ☺شوפֿوُشآבבنبآلر☺

سکوتم را نکن باور ، سکوتم را نکن باور ، سکوتم را نکن باور ، سکوتم را نکن باور ، یک پدری ازت دربیارم … حالا هی تو باور نکن