آروین
ﺗﻮ ﻛﻪ ﺑﺎروﻧﻮ ﻧﺪﻳﺪي ﮔﻞ اﺑـﺮا رو ﻧـﭽﻴﺪي ﮔﻠﻪ از ﺧﻴﺴﻴﻪ ﺟﺎدهﻫﺎي ﻏﺮﺑﺖ ﻣﻲﻛﻨﻲ ﺗﻮ ﻛﻪ ﺧﻮاﺑﻲ ﺗﻮ ﻛﻪ ﺑﻴﺪار ﺗﻮ ﻛﻪ ﻣﺴﺘﻲ ﺗﻮ ﻛﻪ ﻫﺸﻴﺎر ﻟﺤﻈﻪﻫﺎي ﺷﺒﻮ ﺑﺎ ﺳﺘﺎره ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻲﻛﻨﻲ
آروین
وﻗﺘﻲ ﻛﻪ دﻟﺘﻨﮓ ﻣﻲﺷﻢ و ﻫـﻤـﺮاه ﺗـﻨـﻬﺎﻳـﻲ ﻣﻴـﺮم داغ دﻟـﻢ ﺗﺎزه ﻣﻴﺸﻪ زﻣﺰﻣﻪﻫﺎي ﺧﻮﻧﺪﻧﻢ وﺳﻮﺳﻪﻫﺎي ﻣﻮﻧﺪم ﺑﺎ ﺗﻮﻫﻢ اﻧﺪازه ﻣﻴﺸﻪ ﻗـﺪ ﻫﺰارﺗـﺎ ﭘـﻨـﺠﺮه ﺗﻨﻬﺎﻳﻲ آواز ﻣﻲﺧﻮﻧﻢ دارم ﺑﺎ ﻛﻲ ﺣﺮف ﻣﻲزﻧﻢ؟ ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ، ﻧـﻤـﻲدوﻧـﻢ
آروین
ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ ﻣﻨﻮ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﭼﺸﻢ ﻓﺎﻧـﻮﺳﻤﻮ ﺑﺴﺘﻦ ﺗﻮ ﻣﻴـﮕﻲ ﺧﺪا ﺑﺰرﮔـﻪ ﻣﺎﻫﻮ ﻣﻴﺪه ﺑﻪ ﺷﺐ ﻣﻦ ﻣﻦ ﻣﻴﮕﻢ آﺧﻪ دﻟﻢ ﺑﻮد اوﻧـﻜﻪ اﻓﺘـﺎده ﺑﻪ ﺧﺎﻛﻪ ﺗﻮ ﻣﻴﮕﻲ ﺳﺮت ﺳﻼﻣﺖ آﻳـﻨـﻪ ﻫﺎ زﻻل و ﭘـﺎﻛـﻪ
آروین
ﺗﻮ ﻫﻤﻮﻧﻲ ﻛﻪ ﺗﻮي ﻣﻮج ﺑـﻼ واﺳﻪ ﺗﻮ دﺳﺘﺎﻣﻮ ﻗﺎﻳﻖ ﻣﻲﻛﻨﻢ اﮔـﻪ ﻣﻮﺟـﺎ ﺗـﻮ رو از ﻣﻦ ﺑﮕﻴـﺮن ﻗﻄﺮه ﻗﻄﺮه آب ﻣﻲﺷﻢ دق ﻣﻲﻛﻨﻢ واي ﻛﻪ دﻟﻢ ﻃﺎﻗﺖ دوري ﺗﻮ ﻫﻴﭻ ﻧﺪاره ﺑـﻐـﺾ ﻧـﺒﻮدن ﺗـﻮ اﺷـﻜـﺎﻣﻮ در ﻣﻴـﺎره
آروین
ﺷﺐ ﻛﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﺗﻮ ﻛﻮﭼﻪ ﻏﻢ اﺷـﻚ ﻣـﻦ ﻣﻴـﺸـﻪ ﺳـﺘـﺎره ﻣﻦ ﭼﺸﻤﺎﻣﻮ ﺑﻪ اﺑﺮا ﻣﻴﺪم آﺳـﻤـﻮن ﺑـﺎرون ﻣـﻴﺒﺎره
آروین
تو یه تاک قد کشیده پا گرفتی روی سینهام واسه پا گرفتن تو عمریه که من زمینم راز قد کشیدنت رو عمریه دارم میبینم داری میرسی بخورشید ولی من بازم همینم
آروین
اشکای یخیمو پاک کن درای قلبتو وا کن صدای قلبمو بشنو من چه کردم با دل تو کاشکی تو لحظه ي آخر عشقو تو نگام میخوندی قلب تو صدامو نشنید
آروین
دﻳﮕﻪ رو ﺧﺎك وﺟﻮدم ﻧﻪ ﮔﻠﻲ ﻫﺴﺖ ﻧﻪ درﺧﺘﻲ ﻟﺤﻈﻪﻫـﺎي ﺑـﻲ ﺗﻮ ﺑﻮدن ﻣـﻴﮕﺬره اﻣﺎ ﺑﻪ ﺳـﺨﺘﻲ دل ﺗـﻨﻬﺎ و ﻏﺮﻳﺒﻢ داره اﻳﻦ ﮔﻮﺷﻪ ﻣﻴﻤﻴﺮه وﻟﻲ ﺣﺘﻲ وﻗﺖ ﻣﺮدن ﺑﺎز ﺳﺮاﻏﺘﻮ ﻣﻴﮕﻴﺮه ﻣﻴﺮﺳﻪ روزي ﻛﻪ دﻳﮕﻪ ﻗﻌﺮ درﻳـﺎ ﻣﻴﺸﻪ ﺧﻮﻧﻢ اﻣﺎ ﺗﻮ درﻳﺎي ﻋﺸﻘﺖ ﺑﺎز ﻳﻪ ﮔﻮﺷﻪاي ﻣﻲﻣﻮﻧﻢ
آروین
ﻣـﻦ ﻫﻤـﻮن ﺟﺰﻳﺮه ﺑﻮدم ﺧﺎﻛﻲ و ﺻﻤﻴﻤﻲ و ﮔﺮم واﺳﻪ ﻋﺸﻖ ﺑﺎزي ﻣﻮﺟﻬﺎ ﻗـﺎﻣـﺘـﻢ ﻳـﻪ ﺑـﺴﺘﺮ ﻧـﺮم ﻳـﻪ ﻋﺰﻳـﺰ دردوﻧـﻪ ﺑـﻮدم ﭘﻴﺶ ﭼﺸﻢ ﺧﻴﺲ ﻣﻮﺟﻬﺎ ﻳﻪ ﻧﮕﻴﻦ ﺳﺒﺰ ﺧﺎﻟﺺ روي اﻧـﮕﺸـﺘﺮ درﻳـﺎ
آروین
ﻣـﻨـﻮ ﺑﺸﻨﺎس ﻛﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻧﻘﺶ ﻏﺼﻪام روي ﺷﻴﺸﻪ ﻣﻦ ﺧﺸﻜﻴﺪه درﺧﺖ ﺗﻮي ﺑﻄﻦ ﺑﺎغ و ﺑﻴﺸﻪ ﺟﺎدهﻫﺎي ﺑﻲ ﺳﻮارو ﺳﺎل ﮔﻨﮓ ﺑﻲ ﺑﻬﺎرو ﺗﻮ ﻧﺪﻳﺪي ﺑﻪ ﭘﺸﻴﺰي ﻧﮕﺮﻓﺘﻲ دل ﻣﺎ رو
آروین
بکن دل و از این همه خاطره های روی آب فک کن ندیدی ما همو حتی یه بارم توی خواب
آروین
من حواسم به تو بود و تو دلت سر به هوا با همین سر به هواییت منو ویرون کردی! منکه با نگاهه شیرینه تو فرهاد شدم مگه این کافی نبود که ، منو مجنون کردی!
S . Razzaghi
بي سر انجام ! توي فكر آسمونٍ ! كه ببارهٍ !! بلكه تو قطره ي بارون بتونه اشك خدا رو هم ببينه! نميدونه ، حتي اشكم ديگه فايده اي نداره !!