دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خجالت رو کنار بزارین از #سوتی های خودتون یا نزدیکاتون بنویسین (کپی پیست نکنین و سوتی هایی که در اینترنت پخش هستش رو اینجا به اشتراک نزارین ) .. .

برای آشنایی ِ بیشتر با گروه، ارسال های آخر رو بخونین .. .
1- کپـــــی پیســـت ها حذف می‌شوند

2- لطفا با لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین

جزئیات گروه

شناسه 57
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 666 پست
عضو 634 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 25
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 110
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 140

کاربران گروه

(628 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سوتی
شناسه‌: 57 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
حی علی الـ عزا ./
IMG_20120514_172358.jpg حی علی الـ عزا ./
در سوتی

تو راه یه بچه گنجشک دیدم نمیتونست پرواز کنه ، یادم افتاد بالا کنتور گاز یه لونه ساختن این پرنده ها ، آوردم گذاشتمش اون بالا بعدشم کلی خوشحال ُ از این حسا که یه ویلا تو بهشت خریدم اومد سراغم ؛ فردا دیدم نیستش گفتم حتما پرواز یاد گرفته دیگه ، بعدا یادم افتاد این لونه ی کبوتر بود نه گنجشک ، فک کنم خوردنش نامرداااااااا ، اینم عکس ِ جان باخته

الهــــ ه
الهــــ ه
در سوتی

یادمه اول راهنمایی که بودم اون موقع فینقیل بچه بودیم و جاهل بعد درس عربی داشتیم منم که خرخون و رفتم پای تخته بعدش با اعتماد به نفس کااااامل به جای کلمه و گفتم و کلاس از شدت خنده داشتن نیمکتارو گاز میزدن من بچه ها

LiSbeth
LiSbeth
در سوتی

مهمان داشتیم . . .سرمیز بودیم . . .یارو کم برنج کشید اومدم بگم برنج تو دیگه گفتم! بفرما بفرما دیگ تو برنجه . . . !

حمید ش.
حمید ش.
در سوتی

@گـلـپــری لازمه بگم که دیروز از پای پا شدم رفتم عطاری که گلپر بگیرم ، به یارو گفتم : یه بسته بده یارو یه نیگا کرد اینجوری : بعد گف : چی ؟! منم اومدم درستش کنم ؛ گفتم از همینا که میریزن رو چغاله بادوم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
حمید ش.
حمید ش.
در سوتی

سوتی از این بدتر که بشقابارو به جای این که بذارم تو ماشین ظرف شویی گذاشتم تو ماشین لباس شویی ! تاید هم ریختم , بعد نزدیک بود روشنش کنم !؟

حمید ش.
حمید ش.
در سوتی

دارم گیلاس میخورم , بعد بابام میگه بیا استخوناشو بنداز تو این ظرفه

حمید ش.
sooti.png حمید ش.
در سوتی

این هم یک سوتی از جناب آقای منادی

ســهـــیـــل
ســهـــیـــل
در سوتی

دیروز بعد دکتر خیر سرمون رفتیم بچه ی عموم رو که تازه بدنیا اومده بود ببینیم .... رفتیم خونشون همه جمع بودن .. بابام بچه رو بغل کرد نمیدونم کدوم ادم خیر ندیده ای گفت واااا چقدر بچه سیاه؟ انگار یکی بهم گف سهیل اگه حرف نزنی همه فک میکن لالی ... یهو جو من و گرفت گفتم :تقصیر عمو چیه شب بود و دست تنها .... همین رو که گفتم یهو همه لب شون رو گاز گرفت تازه 2 زاریم افتاد که ای سهیل دانا چه سوتی دادای ..

ReVeNgEr
ReVeNgEr
در سوتی

دوستم اومد بگه برا فردا از سالن سانس گرفتیم،گفت :فردا سامس گرفتیم از سالن

ReVeNgEr
ReVeNgEr
در سوتی

دوستم اومد بپرسه دوربینت دیجیتاله؟ گفت دوربینت جیتیلاله؟؟

ReVeNgEr
ReVeNgEr
در سوتی

به پسر عموم گفتم فردا ساعت چند میای خونمون؟؟؟گفت خب شبرشا بهت میدم!(شب خبرشا بهت میدم)

ReVeNgEr
ReVeNgEr
در سوتی

دوستم داشت تو کامپیوتر یه چیزی تایپ میکرد،اومدم بهش بگم فوتشو درست کن ، گفتم دست خطشو درست کن!!!!

صــادق هستم SG
صــادق هستم SG
در سوتی

چند روز پیش رفتم خونه ی پسرعموم که یه پسر 9 ساله داره،پسرعموم تازه اومده بود خونه و خسته و احمدرضاپسرش بدجور سروصدا راه انداخته بود یهو پسرعموم داد زد که گوساله ساکت شو میخوام استراحت کنم بعد احمدرضا اومدو گفت بابا گوساله بچه ی گاوه ها منو میگی دقیقا این حالتُ داشتم===> بیچاره سر این حرفش یه سیلی محکم نوش جان کرد

جواد منادی
جواد منادی
در سوتی

امروز سالن بودیم بعد نوید @نوید شایسته یه جفت کتونی ورزشی جلویِ چشماش بود یهو برمیگرده میگه این کیف مالِ کیه؟بعد من اطراف نوید رو یه نگاه میندازم و اصلا کیفی نمیبینم بعدِ چند ثانیه متوجه شدم منظورِ نوید اون یه جفت کتونی بود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./
در سوتی

" اینقد دستی کشیدیم صفحه فرمون داغون شد "!! بر گرفته از سوتی ِ دوستان ، ولی جدا بوی ِ لاستیک خفمون کرد