دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خجالت رو کنار بزارین از #سوتی های خودتون یا نزدیکاتون بنویسین (کپی پیست نکنین و سوتی هایی که در اینترنت پخش هستش رو اینجا به اشتراک نزارین ) .. .

برای آشنایی ِ بیشتر با گروه، ارسال های آخر رو بخونین .. .
1- کپـــــی پیســـت ها حذف می‌شوند

2- لطفا با لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین

جزئیات گروه

شناسه 57
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع سرگرمی و تفریح
ارسال 666 پست
عضو 634 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 25
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 110
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 140

کاربران گروه

(628 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

سوتی
شناسه‌: 57 · سرگرمی و تفریح
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
دریـــا
دریـــا
در سوتی

آخ آخ یه سوتی دادم وحشتنـــــــــــــــــاک ! مامانم تا دوسه دقیقه همونطور گیج و منگ مونده بود چطوری سوتیه من جمع کنه! ینی میخواست خفه ام کنه!! بعدش دیدیم کاریه که شده و تمام! هر دومون زدیم زیره خنده! بعدم اونایی که من جلوشون سوتی داده بودم هم شروع کردن به خندیدن!! خیلی ولی بد شدااا

F a r z a m
F a r z a m
در سوتی

داشتم به دوستم اس میدادم نوشتم الو سلام امیر جان ....

آناهیتا
untitled.JPG آناهیتا
در سوتی

با تشكر از مصطفي كه يادم انداخت براي اسمم رو ننوشتم

حی علی الـ عزا ./
حی علی الـ عزا ./
در سوتی

امشب داشتیم با ماشین دور دور میکردیم یه ماشین عروس دیدیم ما هم رفتیم باهاشون اونا ته ِ تهش یه دستمال کاغذی از پنجره بیرون آورده بودن اما ماشین ما دو نفر تا کمر بیرون بودن من پاهاشون ُ گرفته بودم بگذریم داشتیم میرفتیم و تقریبا از همه جلوتر بودیم و نزدیک ماشین عروس ، یهو نمیدونم چی شد دیدیم رسیدیم دم ِ خونه ی عروس و کلی ماشین پشتمون ، تگو ماشین عروسی که ما باهاشون بودیم مستقیم رفته بودن اینا یکی دیگ بودن !!!!! ینی اگه بدونید چه بهم وری شد ، مارو نشون میدادن میگفتن اینا اشتباه اومدن همه برگشتن دوباره عروس و دوماد گم شده بودن اصن یه وعضی

۩۞۩وحید۩۞۩
422105_orig.jpg ۩۞۩وحید۩۞۩
در سوتی

یه روز صبح که رفته بودم شهرمون برای یه کاری وموقع برگشتن که دیرم شده بود(شب بود) هنوز مینی بوس بود اونم شانس من بود خب برم سر اصل مطلب که در مینی بوس رو که باز کردم چند نفر داخلش بودند من درست نشستم صندلی اول از بس که خسته بودم نفهمیدم روی اون صندلی کسی نشسته؟ دیدم یه دختره بود وای از خجالت اب شدم میخواستم از جیبم یه چیزی در ارم که دستم رو گذاشته بودم روی پای اون دختره ________حالا این سوتی رو وقتی به یاد میارم یا به دوستانم میگم این قدر میخندن &وحید$ (اذر1390) اینم یکی دیگه از سوتی هام ... بعدش رفتم عقب نشستم (پنچ نفری)

◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
DSC00040.JPG ◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در سوتی

رفته بودیم با بچه ها اردو اخر سال.....برگشتنی خواستم یه یادگاری کوچک بخرم....داخل مغازه!!! یه مجسمه ای گاو خریدم...امدم خونه دیدم گاوم....گوزن از اب در امد

آناهیتا
1.JPG آناهیتا
در سوتی

منظورم خيار سبز هستاااااااااااا

◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
Messi.jpg ◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در سوتی

داشتم با یکی که فک می کنه خدای بازی های پلی استیشن ....مخصوصا فوتبال.....بازی میکردم.....اسپانیا کشید .....وسط بازی میگه...سیستم رو دس کاری کردی چرا ؟مسی چرا تو اسپانیا نیس......

آناهیتا
آناهیتا
در سوتی

تو يكي از پست ها سوتي دادم در حد شجاعت محمد بنا

◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
◘◘◘ ₫Ⓐ₫®#€₥ ◘◘◘
در سوتی

هوا گرم بود ...داشتیم از سالن فوتبال بر میگشتیم....همه چیز خوب بود تا اینکه رفتم سوپر مارکت.....اب می خواستم چشم افتاد به رانی هلو....برگشتم گفتم اقا بخشید...اب معدنی هلودارین ...با یه رانی دماوند!!!! خدایا .......

این ارسال را بازنشر کرده است.
آرمین│a℞ℳ iℕ
123321.jpg آرمین│a℞ℳ iℕ
در سوتی

بِ قول یارو ( شادمهر) کِ میگه اسمم داره یاد میره ... این شما و دوستدار @./ DoostDar ./

این ارسال را بازنشر کرده است.
kapo
kapo
در سوتی

سال 86، امتحان سیالات بود، بغل دستیم یه نفر بود که چند باری افتاده بود و 2 سالی هم از ما جلوتر بود. آخرای امتحان، خودم مثل خر مونده بودم تو گل! اونم هی سؤال می پرسید. یکی جواب دادم، دو تا جواب دادم ... باز می پرسید. منم قاطی کرده بودم. داشتم بهش می رسوندم که یهو مراقب اومد گفت چی کار می کنی؟ تازه فهمیدم که دارم با صدای بلند جواب رو براش میخونم! البته دمش گرم کاری نکرد، فقط خلاصم با عوض کردن جام

آناهیتا
آناهیتا
در سوتی

سوتي دادم اساسي....يعني دست همه رو از پشت بستم به خاطر سوتي.عصر 2تا پست برا فوژان ارسال كردم.الان يادم اومد خطاب نزده بودم.

˚•❀•  پرنیــــان •❀•˚
˚•❀• پرنیــــان •❀•˚
در سوتی

@شومپت ِ دنبالر خوب خوب می خوام یه سوتی زیبا از پری جون بهترین دوستم و خواهر زاده ی گلم بکنم و چهرهی واقعی شو بهتون نشون بدم با سند از متن چتمون که مال دیشبه و داغ داغ .....تازه فکرشو بکنید تا 2 یا 3 شب چتیدیم اما من استاتوس پری رو ندیدم و الان که می خواستم رو نمایی کنم دیدم که طفلی بیمارستان بود....بخونید متوجه میشید یه متن کاملا عاشخانه و رمانتیک....پری من زود تر اصلشو دادم تا تو با فتوشاب تغییر ندیدی دست از پیش گرفتم که ضایع نگردممم

این ارسال را بازنشر کرده است.