... UnKnoWn ...
بیا انقلاب کن... از حکومت تنهایی... خسته ام...!
... UnKnoWn ...
حالـَـــ م گـــرفته از ایــــ ن شهـــر ِ لعنتـــــے کــ ِ آدمــآش هم مث ِ هـــــواش ناپایــدارن !!
ahmad dastan
دلم گرفته کمی از جفای انسانها/ جفا که نیست!چه ظلم است می رود بر ما / دلم گرفته ازین شهر خالی از غیرت/ ازین دروغ و حسادت، وزین بلای ریا ! / ببین که مشکل ما شهر و جا و دوران نیست / که هرچه هست ازین فعل آدم است و دو پا !!/ تمام ِ شعر ِ وجودم به غارتی بردند!/ فقط دل ِ گرفته و تنگی بمانده در تن ِ ما... /دلم برای دل ِ هرچه آدمی تنگ است ! / دلی که پاک بمانده ست و هست اهل خدا /
ahmad dastan
من ، يه غريبه ، توي شهر بي وفايي تو ،-- خود فرياد ، توي اوج بي صدايي **** من ، تك و تنها ، توي اين زمونه ي پوچ--- تو خود مقصد ، بهترين جا واسه ي كوچ **** من ، يه درختم ، خشك و بي برگ توي بيشه---- تو ، گل سرخي ، شاد و خندون تا هميشه **** من ، يه جزيره ، كه جدا از همه خاكه---- تو ، مثل دريا ، كه وسيع و صاف و پاكه **** من ، پر ظلمت ، پر وحشت و سياهي---- تو ، خود نوري ، مثل خورشيد مثل ماهي **** من ، خالي از خويش ، گمشده تو بينهايت----- تو ، مثل كوهي ، پر غروروبا صلابت **** من ، يه پرنده ، سرنوشتم يه قفس بود------ تو ، يه قناري ، آرزوت يه هم نفس بود **** من ، پر گريه ، پر التماس و خواهش------ تو ، ميكشيدي ، بر سرم دست نوازش **** من ، مثل فرهاد ، جان به راه عشق داده------ تو ، تا ته عمر ، دل به غير من نداده
ahmad dastan
دیر گاهی است که تنها شده ام / قصه غربت صحرا شده ام / وسعت درد فقط سهم من است / باز هم قسمت غمها شده ام / مگر آیینه زمن بی خبر است / که اسیر شب یلدا شده ام / کاش چشمان مرا خاک کنند / تا نبینم که چه تنها شده ام
... UnKnoWn ...
خدایا ازت گلــﮧ ندارمـ ....... ولــی دنیات تـﮧ نامردیــﮧ . . . !
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
/یک نگاه می تواند سرنوشتی را سیاه بنویسد. .{کاش چشمانت را می بستی}/