ᔕᗩᙢᓰ
گنجشک میخندید به اینکه چرا من هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم،من می گریستم به اینکه حتی گنجشک هم محبت مرا از سادگی ام میپندارد!
ᔕᗩᙢᓰ
راهی نـدارد جز سقوط… بـرگ پـاییزی…. وقـتی می دانـد درخت… عشق بـرگ تازه ای دارد
ᔕᗩᙢᓰ
نشد یه بار بگیم “خدایا …”، بعد یه صدایی بگه “جانم”
ᔕᗩᙢᓰ
معلم گفت فعل رفت و صرف کن!گفتم :رفتم رفتی رفت!سکوت کلاس را فرا گرفت بغض گلویم رافشرد سکوت را شکستم: دلی را شکست و رفت غرورم را له کرد و رفت عشقی را بی رحمانه گرفت و برای همیشه”رفت”
ᔕᗩᙢᓰ
وقتی نیستم میخندی!
اینگونه است که من عاشق رفتن شدم..
ᔕᗩᙢᓰ
آدم ها می آیند زندگی میکنند، میمرند و می روند… اما فاجعه ی زندگی هنگامی آغاز می شودکه آدمی میرود. اما نمی میرد! ونبودنش آنچنان درتو ته نشین میشود که تو میمری درحالی که زنده ای
ᔕᗩᙢᓰ
اگر تنهایے ام چشم مرا بست
اگر دل از تنم افتاد و بشکست
فداے قلب پاک آن عزیزی
که درهرجا که باشد یاد ما هست
ᔕᗩᙢᓰ
من یک عذر خواهی به خودم بدهکارم!
برای اینکه احساساتی بودم برای اینکه غرورم را شکستم
برای اینکه انسان بودم…
ᔕᗩᙢᓰ
به انتهای بودنم رسیده ام، اما اشک نمی ریزم، پنهان شده ام پشت لبخندی که درد می کند…
ᔕᗩᙢᓰ
“ماسه ها فراموشکارترین رفیقان راهند!
پا به پایت می آیند،آنقدرکه گاهی سماجتشان درهمراهی حوصله ات راسرمیبرد، اماکافی است تااندک بادی بوزدیاخرده موجی برخیزد تابرای همیشه از حافظه ضعیفشان رد پایت پاک شود..!
”
ᔕᗩᙢᓰ
بعضی ها گریه نمی کنند…
اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گوشه ی چشمشان به کمین نشسته…
ᔕᗩᙢᓰ
منتظر خداحافظى من نباش من هر که را به خدا سپردم دیگر پس نیاورد…!
ᔕᗩᙢᓰ
شب را دوست دارم. چرا که در تاریکى چهره ها مشخص نیست
و هر لحظه این امید در درونم ریشه میزند که،”آمده اى! ولى من ندیدمت…”
ᔕᗩᙢᓰ
یک خاطره از تو برای من مانده . . . فقط یک خاطره. . . فقط یک خاطره. . . خنده وقت رفتنت . . . ! ! !