دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

گنجشک میخندید به اینکه چرا من هر روز بی هیچ پولی برایش دانه میپاشم،من می گریستم به اینکه حتی گنجشک هم محبت مرا از سادگی ام میپندارد!

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

راهی نـدارد جز سقوط… بـرگ پـاییزی…. وقـتی می دانـد درخت… عشق بـرگ تازه ای دارد

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

نشد یه بار بگیم “خدایا …”، بعد یه صدایی بگه “جانم”

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

معلم گفت فعل رفت و صرف کن!گفتم :رفتم رفتی رفت!سکوت کلاس را فرا گرفت بغض گلویم رافشرد سکوت را شکستم: دلی را شکست و رفت غرورم را له کرد و رفت عشقی را بی رحمانه گرفت و برای همیشه”رفت”

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

وقتی نیستم میخندی!

اینگونه است که من عاشق رفتن شدم..

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

آدم ها می آیند زندگی میکنند، میمرند و می روند… اما فاجعه ی زندگی هنگامی آغاز می شودکه آدمی میرود. اما نمی میرد! ونبودنش آنچنان درتو ته نشین میشود که تو میمری درحالی که زنده ای

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

اگر تنهایے ام چشم مرا بست
اگر دل از تنم افتاد و بشکست
فداے قلب پاک آن عزیزی
که درهرجا که باشد یاد ما هست

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

من یک عذر خواهی به خودم بدهکارم!
برای اینکه احساساتی بودم برای اینکه غرورم را شکستم
برای اینکه انسان بودم…

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

به انتهای بودنم رسیده ام، اما اشک نمی ریزم، پنهان شده ام پشت لبخندی که درد می کند…

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

“ماسه‎ ‎ها فراموشکارترین رفیقان راهند!
پا به پایت می آیند،آنقدرکه گاهی سماجتشان درهمراهی حوصله ات راسرمیبرد، اماکافی است تااندک بادی بوزدیاخرده موجی برخیزد تابرای همیشه از حافظه ضعیفشان رد پایت پاک شود..!
”

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

بعضی ها گریه نمی کنند…
اما از چشم هایشان معلوم است که اشکی به بزرگی یک سکوت گوشه ی چشمشان به کمین نشسته…

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

پزشکى قانونى مى گفت: یخ زده… مگر امکانش بود؟! تیتر روزنامه فردا این بود: در گرماى داخل اتاقش… خیره به نقطه اى… جوانى یخ زد….!

این ارسال را بازنشر کرده است.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

منتظر خداحافظى من نباش من هر که را به خدا سپردم دیگر پس نیاورد…!

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

شب را دوست دارم. چرا که در تاریکى چهره ها مشخص نیست و هر لحظه این امید در درونم ریشه میزند که،”آمده اى! ولى من ندیدمت…”

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

یک خاطره از تو برای من مانده . . . فقط یک خاطره. . . فقط یک خاطره. . . خنده وقت رفتنت . . . ! ! !