دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه زیباســـــت ..

خیــــــالی کـــــــــه تو را ..

از آن همــــــه فــــاصــلــه می آورد

بـــه کـُـلــــــبــــــه " تنهـــــایی من "

جزئیات گروه

شناسه 10
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 15507 پست
عضو 959 کاربر
طرفدار 93 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 6
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 5
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 10

کاربران گروه

(955 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

تنهایی من
شناسه‌: 10 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

تنـــــــــها بودن قدرت می خواهد و این قـــــــــدرت را کسی به من داد که روزی می گفت: تنهایت نمی گذارم !

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

مترسک ناز مي کند کلاغ ها فرياد مي زنند و من سکوت مي کنم.... اين مزرعه ي زندگي من است خشک و بي نشان

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

ناشناسی بی کس نیمه شب هم حتی! اگر از کوچه ی تنهایی قلبم گذرد عطر بدرود و درودش سالی در دلم خواهد ماند.... تو که دیریست در این کوچه اقامت داری

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

ایــ ـن روزهـ ـآ اَگَـ ـر خُـونـ هَمـ گِـ ـریـهـ کُنـ ـی عُمــ ـقِ هَمـ ــدَردی دیگَرآن بآ تو یِکــــ کَلَمـ ِه ستـــ : " آخِــ ـی

دینا
farapix_com_d97af687f146d055001fab76d7e1dd2a_image_t6.jpg دینا

زندگی ام در تاریکی ژرفی میگذشت/ این تاریکی طرح وجودم را روشن میکرد...

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

اگر توانستی با ، ای بسازی می کنم ! که با ، یک و !

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

مــرا بــه تختـــم ببـندیـد و سیگــــاری بـــرایــم روشــن کنــید و تنهــــایــم بگــذارید ... هــرچقــدر هــم نــالیــدم و فــریــاد زدمـ بـه ســراغــم نیــایـید ... مــن دارمــ او را تــــرک میکنــــمـ !!!

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

تا آمدنت میروم هویج می کارم میدانم وفتی بیایی این چشم ها دیگر سویی ندارند . .

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

وقتی خداوند از پشت،دستهایش را روی چشمانم گذاشت،از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم...

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

شمع تصمیمش را گرفت…. لبخند زد…. سکوت کرد… و برای همیشه خاموش شد…. تا دیگر هیچ پروانه ای این چنین عاشقانه نسوزد

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

اَزَش پُرسـیـבَم بآل هآت رو چیـــڪآر ڪَـردے؟! گُفــت تــآ وَقتـے ڪِﮧ یـِﮧ فــِرِشتِــﮧ مِثـل تــو هَســت مَـטּ بِـﮧ بآل نیــآزے نـَבارم، سَڪــوےِ پـَـرواز مَـטּ تویـے

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

یِکـ سآعَتـ کِهـ خُورشید بِتابَد خآطِرِهـ یِ بآرآنـ اَز یآد خوآهَد رَفتـ اینـ اَستـ: قِصِهـ یِ فَرآمُوشیـ آدَمـ هآ

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

مَن زآنوهآیَم رآ بهٍ آغُوش کشیدهٍ بُودَم وَقتی تُو برآی آغوشٍ دیگری زآنو زَده بُودی ...

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

الکــــــــــــــی دل میـــــــکندم که بگــــــی وایسا برگــــــــــــرد نمیـــــــــــــدونستــــــــــــم از دســـــــــــتم داریــــــــــــ میشـــــــــی دلســــــــرد......

ᔕᗩᙢᓰ
ᔕᗩᙢᓰ

یادت هست فقط ميگفتي لب تر كن . . . لب كه هيچ چشمانم را تر كردم ولي باز تركم كردي