ᔕᗩᙢᓰ
آهسته گفت: خدانگهدارت . در را بست و رفت . . . . آدمها چه راحت مسئولیت خودشان را به گردن خدا می اندازند. . . .
ᔕᗩᙢᓰ
ديگر تنهايی ام را باكسی قسمت نخواهم كرد ... يك بار قسمت كردم ، چندين برابر شد...
ᔕᗩᙢᓰ
بـه فکر نــوازش دست های منی! بی آنکــه بدانی این روزها ؛ دلـــم است کــه تنهــا مانــده .. دست هایــم ، دو تاینــد
ᔕᗩᙢᓰ
گـفـت : بـگـو ضـمـايـر را گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن
گـفـت:فــقـط مــن ؟
گـفـتـم : بـقـيـه رفـتـه انـــد . . .
ᔕᗩᙢᓰ
چه سخت .. … هم ابر باشد ! … هم باران باشد ! … هم خیابان ِ خیس باشد ! … امـــــا… نه تـــــو باشی … نه دستی برای فشردن باشد … نه پایی برای قدم زدن باشد … و نه نگاهـــی برای زل زدن
ᔕᗩᙢᓰ
به سلامتی اونی که واسه رفتنش گریه کردی …
اون رفت واسه رفیقاش تعریف کرد باهم خندیدن …
ᔕᗩᙢᓰ
گفت:اينقدر سيگار نكش ميميري. . .
گفتم:اگه نكشم ميميرم. . .
گفت:اگه بكشي با درد ميميري. . .
گفتم:اگه نكشم از درد ميميرم. . .
گفت:هواي دودي جلوي درد رو نميگيره. . .
گفتم:هواي صاف جلوي مرگو ميگيره؟. . .
يه كم نگاهم كرد و گفت:بكش. . .
ᔕᗩᙢᓰ
وقتـے دلتنگــ هستمــ چـِقدر ظـآلم مـےشَوم... حتـّے نمیخواهمــ لحظه اے پیشِ خودتــ بـآشے!
ᔕᗩᙢᓰ
جدا که شدیم هر دو به یک احساس رسیدیم تو به “فراغــــــت” من به “فراقــــت” یک حرف تفاوت که مهم نیست...
ᔕᗩᙢᓰ
من استاد ِ به هیچ دلبستنم ساعتها به دیوار خیره میشوم و به تو نگاه میکنم که استاد ِ نبودنی ...
ᔕᗩᙢᓰ
چه دنياي عجيبي است ... همه ميگويند،حرف دلت را بزن ... اما ، هر وقت حرف دلم را زدم ، دل همه را زدم !
ᔕᗩᙢᓰ
سالهاست كه برچوبه تيرباران زندگي آويزانم، و از شليك خبري نيست...
ᔕᗩᙢᓰ
خدايا... . . . تنها دلخوشي من اينه كه ميدونم لطف تو از جرم من خيلي بيشتره...
ᔕᗩᙢᓰ
دیگر به تو فکر نمیکنم ! گنـــاه اســـت ؛ چـشم داشـتن به مالِ غریبه هـا ... !!!
ᔕᗩᙢᓰ
شهادت می دهند.. به دلتنگی مهیب شبانه.. " این اشک ها "