ᔕᗩᙢᓰ
این عصرهای بارانی ِ بهاری ، عجـیب بـوی نـفس هـای تـو را می دهـد …! گـوئـی … تـو اتـفاق می افـتی؛ و مـن دچـار می شـوم … تـمام ” مــن” دارد “تـــو” می شـود … بـاور مـی کنـی؟
ᔕᗩᙢᓰ
جلوتر نيا!
خاكستر ميشوى
اينجا دلى را سوزانده اند...
ᔕᗩᙢᓰ
گاه دلتنگ میشوم،دلتنگتر از همه دلتنگیها! گوشه ای مینشینم و میشمارم صدای شکستن را! نمیدانم من،کدامین امیدرا ناامیدکردم و کدامین خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم؟ گاه دلتنگ میشوم،دلتنگتر از همه دلتنگیها! گوشه ای مینشینم و میشمارم صدای شکستن را! نمیدانم من،کدامین امیدرا ناامیدکردم و کدامین خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم؟
ᔕᗩᙢᓰ
کــاشـــ میـــــــــ دانـستـمـــ چــطـــور بــه صبـــح بـرسـانـمــــ تــمـــامـــِ شبــــ ـــهـایـی را کـــ ه بــا رفـتـنـتـــــ یــلـــدا شـــدنـــد …!!
ᔕᗩᙢᓰ
سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است
گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر میماندی
و گاهی
آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمیزودتر از اینها باید فراموش میکردی . . .
ᔕᗩᙢᓰ
خنده ام می گیرد وقتی پس از مدت ها بی خبری بی آنکه سراغی از این دل آواره بگیری می گویی:دلم برایت تنگ است. یا مرا به بازی گرفته ای یا معنی واژه هایت را خوب نمی دانی... دلتنگی ارزانی خودت. من دگر دلم را به خدا سپرده ام.
ᔕᗩᙢᓰ
به دلتنگی هایم دست نزن می شكند بغضــم یك وقت !! آنگاه غرق می شوی در سیلاب اشكهایی كه بهانه ی روان شدنش هستی !! . . .
ᔕᗩᙢᓰ
مَـن فـَـرامــوش نَـکـــرده ام ... مَــن از نَـهــایــتِـــــ درد بـه بـــی حـسـّــی رسـیـــده ام . .
ᔕᗩᙢᓰ
راديوميگويد:آمارتصادفات خيلى بالاست! پس چرامن تصادفأهم تورانميبينم؟ بازهم آماردروغ؟!
ᔕᗩᙢᓰ
چقدر خوبه بدونی یکی یه جایی داره یه آهنگی رو بیاد تــو گوش میـده..
ᔕᗩᙢᓰ
بعضي وقتا انقدر دلتنگ كسي ميشي كه اگه بفهمه خودش از نبودنش خجالت ميكشه
ᔕᗩᙢᓰ
من شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم… که بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود… و من … روبه روی تو … می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم
ᔕᗩᙢᓰ
همیشه از آمدن “نـ” بر سر کلمات مـی ترسیدم ! نـ داشتن تو… نـ بودن تو… نـ ماندن تو… کـاش اینبـار حداقل دل واژه برایم می سوخت و خبـری مـیداد از نـ رفتن تـو…