ᔕᗩᙢᓰ
تو دروغگو نیستی من حواسم پرت است! گفته بودی دوستم داری بی اندازه . . . خوب که فکر می کنم تازه می فهمم بی اندازه یعنی چه...
ᔕᗩᙢᓰ
خــــــــــدایا خواستم بگویم تــنهایم اما... نـــــــــــگاه خندانت، مرا شــرمگین کرد چه کسی بـــــــــــــــهتر از تو ... ولی عجیب دلتنگم
ᔕᗩᙢᓰ
یکی بود یکی نبود . . . اونی که بود تو بودی اونی که نبود من بودم . . . یکی داشت یکی نداشت . . . اونی که داشت تو بودی اونی که کسی جز تو نداشت من بودم . . . یکی خواست یکی نخواست . . . اونی که خواست تو بودی اونی بی تو بودن را نخواست من بودم . . . یکی برد یکی باخت . . . اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم . . . یکی گفت یکی نگفت . . . اونی که گفت تو بودی اونی که دوستت دارم را به هیچ کس جز تو نگفت من بودم . . . .
ᔕᗩᙢᓰ
یک مشت خاطره جوانه میزند هرشب از بالشی که سنگین شده از اشکهایم.
ᔕᗩᙢᓰ
خنده هايم شكلاتي شده اند زيادي خالص تلخ... تلخ...
ᔕᗩᙢᓰ
بیش از این اسراف نمیکنم گریه هایم را تو که قانع نمیشوی! اشک هایم را در یک پیاله میریزم و میگذارم پشت پنجره شاید گنجشکهایی که به هوای دانه می آیند هر روز تشنه هم باشند…
ᔕᗩᙢᓰ
دلت كه تنگِ يك نفر باشد خودِ خدا هم بيايد تا خوش بگذرد و لحظه اي فراموش كني فايده ندارد ... تو دلت تنگ است ... دلت براي همان يك نفر تنگ است
ᔕᗩᙢᓰ
بی وفا ! برگرد ببین آیینه عکس تو را قاب کرده… مرا نشان نمی دهد !
ᔕᗩᙢᓰ
از زندگی از این همه تکرار خسته ام از های و هوی کوچه و بازار خسته ام دلگیرم از ستاره و آزرده ام ز ماه امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام دل خسته سوی خانه ، تن خسته می کشم آوخ ... کزین حصار دل آزار خسته ام بیزارم از خموشی تقویم روی میز وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام از او که گفت یار تو هستم ولی نبود تنها و دل گرفته و بیزار و بی امید از حال من مپرس که بسیار خسته ام...
ᔕᗩᙢᓰ
بهار … و این همه دلتنگی ! نه شاید فرشته ای فصلها را به اشتباه ورق زده باشد
ᔕᗩᙢᓰ
هـر روز صفحه ی نیازمندیـهــا را
زیر و رو میکنـَم ..
میدانــم بالاخره
یکــ روز
به مــن نیاز پــیدا میکنی ...