دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اینجا دست نوشته ها ... دلتنگی ها ... تنهایی هایه یه نفر از جنس آلبالوئه ....
خودمم و خودم! :)
لطفا کسی تو گروه پستی ارسال نکنه

جزئیات گروه

شناسه 1539
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 161 پست
عضو 83 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 455
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 194
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 277

کاربران گروه

(81 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

آلبالو نوشت...
شناسه‌: 1539 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آلبالو نوشت...
533467_437519142932774_827429574_n.jpg آلبالو نوشت...

به چشم به هم زَدَنی رویایَت شکست ... خواب بودَم انگار ! این بار با چشمِ باز ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
530215_477138665637488_1956113055_n.jpg آلبالو نوشت...

تو همیشه همه ی واژه هایَم را بازی میدَهی . . . ! /میدانی . . . وقتی میخندی من دیگر نه شعر میشناسَم و نه وزن و نه قافیه! و سپید میشود کاغَذَم انگار ... از هجومِ لبخندِ تو ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
379167_232116393531774_184928624917218_539681_378114481_n.jpg آلبالو نوشت...

دَلقَــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک !

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...
توسط موبایل توسط آلبالو خانومیツ

اینجا هم . الان آخرِ خطه... دوس ندارَم قولی بِدَم و پاش نمونَم. آموزش داستان نویسی رو که تموم کردَم میرَم. میرَم از اینجا از همه جا... نه اس ام اس نه تلفن نه حرف نه دردودل هیچی نمیخوام... هیچی... نپرسید... plz ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

و مَن هنوزَ هم میخوانَم تو را ... که بغض هایَم را با حرفهایَت به تمسخر گرفته بودی ... : (

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...
توسط موبایل توسط آلبالو خانومیツ

همه ی راه هایِ بی تو است!بن بست...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

عاشقانه هایَت را نگه داشته بودَم برایِ روزِ مبادا ... برایِ همین روزهایِ بی خاطره...

آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

دستهایَت را که به من میدهی ، انگار خیالَم پرواز می کُنَد به دور دستهایِ سرزمین هایِ آبی ..

آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

من آخرِ تمامِ داستان هایِ رمانتیکِ این قرن را از حفظَم ! وقتی تو دلتنَگ میشَوی و خاطراتَم ... دوستَت دارَم هایَم و همه ی عاشقانه هایِم در گوشَت دیوانه وار زمزمه میشَود ... و تو دیگر آن آدمِ سابق نخواهی بود ... تو همیشه فراموشکار بوده ای ... و این بار هم عاشقانه هایَت را در دستانِ من جا گذاشته ای ... میدانی ... زمان میگذَرَد و به همین زودی از مَن چیزی جز عاشقانه هایِ قاب گرفته ام بر دیوارِ قَلبَت نخواهَند ماند ... و من فراموش میشوم انگار در قصه یِ زندگیِ تویی که روزی دلتَنگِ من شدی ...

آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

من همیشه حضور خواهَم داشت ...در تک تکِ ثانیه هایِ زندگیت ... در آن هنگام که بازوانَت حصارِ تنهایی "او" را خواهَد شکست ... من در تک تک شب های ماه نشانَت خواهَم بود ... آن زمان که هر شب ساعت 10 ماه را به میهمانی معشوقه ی جدیدَت دعوت خواهی کرد ... من در میانِ تمامِ واژه های باران زده ی وقت های تنهاییَت ... در میانِ سکوتِ پاییزیَت ... در تمامِ خطوط دفتَرَت خواهَم بود ... میدانی ... سایه ام تا اَبَد همراهِ توست ... تا اَبَد.../// عقایدِ-یک-دلقک + ...

آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...
توسط موبایل توسط آلبالو خانومیツ

خوبه که باز یه چیزی به اسم هست که بفهمیم کیا دوستِ واقعیَن و کیا دوستِ معامله ای !: )

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آلبالو نوشت...
1 (1558).jpg آلبالو نوشت...

اینجا ... در قلبِ من ... خاطرات بویِ میدَهَند!

آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

تازه فهمیدَم اشکالَم رو تویِ نوشتن! اینکه فکر میکنم هر شعری که مینویسم باید عینِ حقیقت باشه! ینی فک میکنم ذره ای از احساسم کم یا زیاد شه اون شعرم میشه ! واسه همینه که کم مینویسم ... / ولی امروز فهمیدَم شعر نوشتن گاهی ینی خلقِ یک احساس حتی ! شاید تویِ خیالاتت دستهاش رو لمس کردَن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آلبالو نوشت...
آلبالو نوشت...

یکی از شعرام که خیلی دوسِش دارَم ...( نمیدونَم شاید چون تو اوجِ احساسات نوشتمش بیشتر از بقیه نوشته هام دوسش دارم ... )

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.