دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برای کسانی که مخاطب خاصی ندارن ... !!
برای همون حرفایی که مخاطـب نداره ... !!
بذار دلت بگه و دستت بنویسه ... نگاهت هرچی گفت ... دلت شنید ... دستت مینویسه...
راحت باش . . .
سخن مدیر: اینجا جاییِ که میتونی هرکی دلتو شکونده ،دلشو بشکونی ! ولی مگه میشه کسی که طعم تلخ دل شکسته گی رو چشیده دل بشکنه . . . !!

جزئیات گروه

شناسه 774
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 2681 پست
عضو 379 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 68
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 115
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 41

کاربران گروه

(374 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بی مخاطب
شناسه‌: 774 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

راستش را بگو ... "تو" همان ، "این نیز" هستی که ... همیشه می گذرد ؟

•°o.O  $ąℓʍą  O.o°•
•°o.O $ąℓʍą O.o°•

با هر کس مثل خودش.. نباش خودت باش... وگـرنه عزیزم... راحت بگم گــند زدی به شخصیتت....

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

مگر از زندگی چه میخواهید؟ که در خدا یافت نمیشود؟ ....که به پناه میبرید؟... که در یافت نمیشود ...که به پناه میبرید؟ ...که در یافت نمیشود ...که به پناه میبرید؟ ...و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید که را پاس نمی دارید ؟!

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

اعتمادهای شکسته ... و قلب های قفل شده

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

سهم من از بودن تو یه خاطره ست همین ُ بس ...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

مخاطبتون را از جنس دلتون انتخاب کنید ... جورتون نا جور نشه ...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

همه بشرند اما فقط بعضی ها انسان اند . . .

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد ...نه التـــمـاس هـــایم را ....و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…. . . دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش . . .

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

حق به حق دار رسید ... حق من نبودی دیگر ...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

من گم شدم دگر، در بیکران غم...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

غرق تمنای توام ای عشق ناگزیر ...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

بابا بدون سحر گشنه تشنه ... از ساعت 10 صبح رفتیم 1 ساعت پیش برگشتم ... استاده میخواست یه ساعت دیگه هم درس بده ... بازم تابستونمون پر ....

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

بگــذار .. توی همیــن یـکـــ جملــه .. دوبـــاره عاشقِ همـ باشیـــم ! مــن نامَـت را صــدا مــی کـنـــم !... تـــو بـگـــو جانَــم . . .!

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

هم اکنون در حال تسلیم جان به عزرائیل می باشم ... خوبی بدی دیدین حلال کنید ...

این ارسال را بازنشر کرده است.