دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

برای کسانی که مخاطب خاصی ندارن ... !!
برای همون حرفایی که مخاطـب نداره ... !!
بذار دلت بگه و دستت بنویسه ... نگاهت هرچی گفت ... دلت شنید ... دستت مینویسه...
راحت باش . . .
سخن مدیر: اینجا جاییِ که میتونی هرکی دلتو شکونده ،دلشو بشکونی ! ولی مگه میشه کسی که طعم تلخ دل شکسته گی رو چشیده دل بشکنه . . . !!

جزئیات گروه

شناسه 774
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 2681 پست
عضو 379 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 68
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 115
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 41

کاربران گروه

(374 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

بی مخاطب
شناسه‌: 774 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
بابک...
بابک...

ما و مجنون درس عشق از يک اديب آموختيم ، او به ظاهر گشت عاشق ، ما به معنا سوختيم ......

بابک...
بابک...

همینکه فهمید غم دارم اتش گرفت به خودت نگیر رفیق سیگارم را گفتم...

بابک...
بابک...

خاطرات نه سر دارند،نه ته! بی هوا می آیند تا خفه ات کنند... می رسند،گاهی وسط یک فکر... گاهی وسط یک خیابان... و گاهی وسط یک صحبت... سردت می کنند...رگ خوابت را بلدند... زمینت می زنند... خاطرات تمام نمی شوند،تمامت می کنند..

بابک...
بابک...

یه زمانی بود که اگر کسی می‌خواست با یکی وارد رابطه بشه به طرفش می‌گفت قول می‌دی برای همیشه کنارم بمونی...؟! الان طرف می‌گه قول می‌دی آویزونم نشی و هر وقت دلم خواست گورت رو گم کنی از زندگی‌م بری بیرون...

بابک...
بابک...

یـادمـان باشد، که هـر اٌمٌـلـی باکـره نیـسـت و هـر بلـونــدی فاحـشه نیست!

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

حرف زیاد است، من فرصت نوشتن دارم... ولی شانه های تو دیگر کشش این سنگینی غم ها را ندارد ...

بابک...
بابک...

جز خیالت ساکن من نیست کسی تمام کوچه های دلم می خورد به تو..

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

خودت را عوض نکن ... کسی که تو را بخواهد همانگونه که هستی می خواهد ...

بابک...
بابک...

اين روزها چقدر دلم نشستن زير باران مهرباني ات را مي خواهد .. من .. تو .. يك روز ارديبهشتــــي .. زير بــــــــــاران....

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

در سه نقطه های آخر بعضی جمله ها یک دنیا درد پنهان است !

بابک...
بابک...

دیـگر بغـضم در چشمانـم گـیر مـی کـند ، نگـاهم در صدایـم ، اشک در گلویم، مـن که گفته بودم آدم نمی شوم ..

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

هر آن کسی که در این پرده نیست زنده به عشق ... بر او نمرده به فتوای من نماز کنید ...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

آی مجنون خیابان سلامت برگرد ... عشق حسی است كه مخصوص بیابانی‌هاست ...

☆ஐsamiraஐ☆
☆ஐsamiraஐ☆

رو کرد به ما بخت و فتادیم به بندش .... ما را چه گنه بود؟- خطا کرد کمندش ... با آن همه دلداده دلش بسته ی ما شد ... ای من به فدای دل دیوانه پسندش ...

بابک...
بابک...

یك روز می بوسمت ! فوقش خدا منو می بره جهنم ! فوقش می شم ابلیس ! آنوقت تو هم به خاطر این كه یك ابلیس تو را بوسیده ، جهنمی می شی ! جهنم كه اومدی ، من اونجا پیدات می كنم و دور از چشم خدا هر روز می بوسمت ! وای خدا چه بهشتی میشه جهنم...