نگین غروب ( جنگجوی خسته)
گاهی دلم نوازش می خواهد میان بازوانت در حالی که میدانم اگر تا صبح هم اشک بریزم نوازش هایت تمام نمیشود(خودم)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بودهای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فقط کسی معنی دل تنگی را درک می کند که طعم وابستگی را چشیده باشد پس هیچوقت به کسی وابسته نشو که سر انجام آن وابستگی دلتنگیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به دریا شکوه بردم از شب دشت، وز این عمری که تلخ تلخ بگذشت، به هر موجی که می گفتم غم خویش؛ سری میزد به سنگ و باز می گشت .!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ی خاطره ها محو شوم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش میدونست دنیا برام بدون اون یه زندونه از روزی که رفته شدم مثل یه دیوونه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خواب ناز بودم شبی.... دیدیم کسی در میزند.... در را گشودم روی او ...دیدم غم است در می زند... ای دوستان بی وفا...از غم بیاموزید وفا..غم با آن همه بیگانگی..... هر شب به من سر می زند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آفرینش روز و شب، زیبایی زمین و کهکشانها، درخشش ستارگان فروزان، همه حاکی از وجود پروردگار یکتاست، پس از او اطاعت می کنیم، چون او معین کرده که مرگ آغاز جاودانه هاست.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی فهمم چرب زبانی احساست را در این گور، زنده ای دفن شده ست اشک هایت تنها لباسش را گل آلود می کند، فاتحه عشق را خواندم نگران من نباش نماز وحشت از تنهایی خواهم خواند…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر می شود با
خودم عهد بستم بار دیگر که تورا دیدم ... بگویم از تو دلگیرم ولی باز تو
را دیدم و گفتم : بی تو میمیرم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.