دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه کما خوش آمدید ..

هر چی دل تنگت هست بنویس ...
-------------------------------------------

زنده باد سکوت ...

که سرشار از سخنان ناگفته است .

زنده باد دلتنگی های آدمی ...

و بادهایی که ترانه می خوانند .

جزئیات گروه

شناسه 454
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 17250 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 56 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 22
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 35
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 8

کاربران گروه

(674 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Coma
شناسه‌: 454 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

............

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام ....... من آمدم .....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من دیگه برم ........ بای ......... شبتون زیبا .....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

هر شب دارم فکر میکنم یروز میایی تو پیشم هر شب دعا میکنم که بر گردی تو پیشم که باز تور ببینم ای عشق نازنینم همیشه توی خوابمی تو فکر و تو خیالمی -----

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم نرو..... نگذار دوباره تنها شوم.... نرو.....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

شیر نری دلباخته‏ی آهوی ماده شد. شیر نگران معشوق بود و می‏ترسید بوسیله‏ حیوانات دیگر دریده شود. از دور مواظبش بود… پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست، شیری را دید که به آهو حمله کرد. فوری از جا پرید و جلو آمد. دید ماده شیری است. چقدر زیبا بود، ... گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت. با خود گفت: حتما گرسنه است. همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد. و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد…

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

وقتی میگیره .... آرزو میکنم کاش یک داشتم و میذاشتم کنار سرم و .....بنگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ ....خودم را تمام میکنم ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

نمی دانم از چه این گونه بی تابم... فقط خوب می دانم گلویم دارد می ترکد از درد... دردی که همراه من است فضای اتاق را اندوه گرفته است و من در بی مهری این آدمیان سخت در مانده ام ... گرفتار شده ام و گریزی نیست ... فقط محو میکنم از ذهن هر چه مرا می آزارد ... کـــاش محــو میشد جای لگدی که بر قلبم زده شده ... قلبی که هیچ کینه ای را نمی پذیرد ... حرف های غیر قابل فهمم تنها برای خودم معنا دارد و بس .... حتی خدا هم نمی فهمد ... عجیب است نه ؟؟ !!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم.... از عشق تو.....از داشتن تو... اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم آری من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را می ستایم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

یادت هست می گفتی : اگر تركم كنی روزی ، تمام عمر خاموشم ؟ به یادت هست می گفتی : نرو هرگز كه من بی تو فراموشم؟ به یادت هست می گفتی : كه هر لحظه ، شبها ، صدایت هست در گوشم ؟ كنون آن روزها رفته ، تو هم رفتی ، اینك من شدم تنها ، اسیر دردها ، غمها تمام روزها ، شبها ، ماهها ... شكسته در گلو بغضم ، به یادت اشك می ریزم به یادت ای وجودو هستی من به یادت میمیرم به یادت ای امید من اکنون دور از آشیان میمیرم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل می زند در راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب خون شده بشکست، می رود اول اگرچه با سخن از عشق آمده است آخر، خلاف آنچه که گفته است می رود وای از غرور تازه به دوران رسیده ای وقتی میان طایفه ای پست میرود هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود..

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

این چه تاوانی ست که ازآن برای داشتن

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

لبخند بزن ترانه غمگین من به روی ماه آسمان بهار می بارد از نگاه خمار عاشق کشت سراسر باران انتظار زخمه بزن به جان من اما لبخند بزن به لحظه های سر آمده ای که نامش تا همیشه میلرزاندم لعنت بر این انتظار یخ کرده جان بودنت در سرمای خواستنی دیوانه وار من بوده ام آری من تکرار تکراری ترین لحظه های روزگار اما تو را خواسته ام تویی که همیشه ترانه ای بوده ای در لحظه های پایکوبی انتظار برخیز ترانه من تنها بهانه من تنها یک قدم مانده تا پایان این شب و مرگ انتظار

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

با ساعت دلم وقت دقیق آمدن توست! من ایستاده ام: مانند تک درخت سر کوچه با شاخه هایی از آغوش با برگ های از بوسه با ساعت غرورم اما ! من ایستاده ام: با شاخه هایی از تابستان با برگ هایی از پاییز هنگام شعله ور شدن من! هنگام شعله ور شدن توست! ها . . . چشم ها را می بندم ها . . . گوش ها را می گیرم با ساعت مشامم اینک: وقت عبور عطر تن توست

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
24.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

... در آغوشـم کـ ِ مۓ گیــرۓ آنقــَــَدر آرام مۓ شوم کـ ِ فـَـراموش مۓ کنم بـایـ ـد نفس بکشم ...