دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه کما خوش آمدید ..

هر چی دل تنگت هست بنویس ...
-------------------------------------------

زنده باد سکوت ...

که سرشار از سخنان ناگفته است .

زنده باد دلتنگی های آدمی ...

و بادهایی که ترانه می خوانند .

جزئیات گروه

شناسه 454
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 17250 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 56 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 22
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 35
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 8

کاربران گروه

(674 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Coma
شناسه‌: 454 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

من دیگه برم ...... فوتبال نگاه کنم ....... شبتون زیبا ..بای ........

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
lover.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

برایم هیچ نمانده به جز وحشت سکوت به جز آرزوی مرگ تنها شدم ، گریختم از خود تا شاید این گریختنم باعث زندگی شود تنها شدم که هیچ نپرسم نشان کسی را تا هیچ نگیرم سراغ خودم را اینک منم گریخته از بند زندگی دوباره با زندگی چگونه می توانم بسازم؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم. منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نیستم. منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم. اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولی وقتی به تنهایی گفتم:تا تورو دارم تنها نیستم . موند و هم دم و مونسم شد....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

ما همیشه صداهای بلند را میشنویم... پررنگ ها را میبینیم... سخت ها را میخواهیم... غافل از این که خوب ها... آسان می آیند بی رنگ میمانند وبی صدا میروند...................

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

به سلامتیِ سرنوشت................... ..... که نمی‌شه اونو از سر نوشت........................

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

...خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.... ...خسته شدم بس که از سرما لرزیدم... ... بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد... ... خسته شدم بس که تنها دویدم... ...اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن... ...می خواهم با تو گریه کنم ... ...خسته شدم بس که... ...تنها گریه کردم... ...می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم... ...خسته شدم بس که تنها ایستادم...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دلم هوایت را کرده کاش بودی و باهمه خستگیها می خندیدیم ... تو می دانی دلم بهانه چه چیز را می گیرد ذره ذره وجودم پر از بهانه است بهانه نبودنت من از این همه تنهایی خسته ام چرا با من حرف نمی زنی ؟ چرا نیستی ؟ تو کجایی؟ چرا دیگر برایم نمی نویسی ؟ چرا؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

هیچکس با من نیست... مانده ام تا به چه اندیشه کنم... مانده ام در قفس تنهایی... در قفس میخوانم... چه غریبانه شبیست... شب تنهایی من... ...

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

دنیای کسان بی کس دشتهای آمالی چرا هیچ کس مرا باور ندارد که من هم از همان خاکم همان خاکی که در سرتاسر گیتی خداوند جهان بانام(انسان)خلق کردو برای هرکسی یک سرنوشتی راسرشت چرا هیچکس مراباور ندارد.... چرا......چرا......چرا.....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

شب سردی است، و من افسرده. راه دوری است، و پایی خسته. تیرگی هست و چراغی مرده. می کنم، تنها، از جاده عبور: دور ماندند زمن آدم ها. سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا بر غم ها. فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی. نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر، سحر نزدیک است. هر دم این بانگ برآرم از دل: وای، این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است. دیگران را هم غم هست به دل، غم من، لیک، غمی غمناک است ... سهراب سپهری

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و ویرانه ی خویش میبرم، تا که در آن نقطه ی دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از لکه ی عشق زین همه خواهش بی جا و تباه می برم تا زه تو دورش سازم زتو، ای جلوه ی امید محال می برم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله می لرزد، می رقصد اشک آه، بگزار که بگریزم من از تو، ای چشمه ی جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من بخدا غنچه ی شای بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله ی آه شدم، صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید عاقبت بند سفر پایم بست می روم، خنده به لب،خونین دل می روم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل ...... فروغ فرخزاد

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

سلام به همه

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
در Coma

گاهی از هر چه مرد متنفر می شوم گاهی از زندگی خسته میشوم گاهی یک نگاه عاشقانه می خواهم گاهی آغوش یک مرد می خواهم گاهی یک دست سنگین مردانه می خواهم که اشک هایم را پاک کند گاهی سکوت می خواهم و میبینم تنهاییم و باز از هر چه مرد متنفر میشوم....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

روزتون زیبا و پراز آرامش و شادی ........ بای دوستان گلم ....

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
5yj7p26nm1mzjp6t3rk0.jpg ❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهی فکر میکنیم باید کاری بزرگ و شایسته برای دوستان و کسانی که دوستشان داریم انجام دهیم؛ ولی چون در توانمان نیست ، از خود ناامید و دلخور میشویم . ولی باید به نکته ای توجه کرد : باران بزرگترین و زیباترین هدیه آسمان به زمین است ولی از قطرات کوچک و ناچیز آب تشکیل شده است . تکرار باران گونه ی محبت هایِ بسیار بسیار کوچک ما در حق عزیزانمان ، چیزی از یک شاهکارِ بسیار بسیار بزرگ کم ندارد ...