دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به گروه کما خوش آمدید ..

هر چی دل تنگت هست بنویس ...
-------------------------------------------

زنده باد سکوت ...

که سرشار از سخنان ناگفته است .

زنده باد دلتنگی های آدمی ...

و بادهایی که ترانه می خوانند .

جزئیات گروه

شناسه 454
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 17250 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 56 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 22
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 35
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 8

کاربران گروه

(674 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

Coma
شناسه‌: 454 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

برایت از طلا تختی، مسیری روبه خوشبختی، برایت عمر نوحی را، وقار همچو کوهی را، برایت صبر ایوبی، حیاتی مملو از خوبی، برایت شاد بودن را، فقط آزاد بودن را، رفاقت را صداقت را، محبت را دعا کردم!!

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهی سفری کن به حوالی دلت شایدخاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد...

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

گنجشک کنج آشیانه اش نشسته بود. خدا گفت: چیزی بگو ! گنجشک گفت: خسته ام. خدا گفت: از چه ؟ گنجشک گفت: تنهایی، بی همدمی. کسی تا به خاطرش بپری، بخوانی، او را داشته باشی. خدا گفت: مگر مرا نداری ؟ گنجشک گفت: گاهی چنان دور می شوی که بال های کوچکم به تو نمی رسند . خدا گفت: آیا هرگز به ملکوتم نیامدی ؟ گنجشک سکوت کرد. بغض به دیواره های نازک گلویش فشار آورده بود. خدا گفت: آیا همیشه در قلبت نبوده ام ؟! چنان از غیر پُرش کردی که جایی برایم نمانده. چنان کوچک که دیگر توان پذیرشم را نداری . هرگز تنهایت گذاشتم ؟ گنجشک سر به زیر انداخت . دانه های اشک ، چشم های کوچکش را پر کرده بود . خدا گفت : اما در ملکوت من همیشه جایی برای تو هست ، بیا ! گنجشک سر بلند کرد . دشت های آن سو تا بی نهایت سبز بود . گنجشک به سمت بی نهایت پر گشود نویسنده : حمیده رضایی

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

آرزوهایت بلند بود ، دست های من کوتاه ؛ تو نردبان خواسته بودی ولی من صندلی بودم . . با این همه ، فراموشم مکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای . . . .

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

@محمدحسن مزروعی شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها از جاده عبور دور ماندند ز من آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا به دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل وای این شب چه قدر تاریک است خنده ای کو که به دل انگیزم ؟ قطره ای کو که به دریا ریزم ؟ صخره ای کو که بدان آویزم ؟ مثل این است که شب نمنک است دیگران را هم غم هست به دل غم من لیک غمی غمناک است . . . .

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

زمستون از راه رسید……..سردت شد خبرم کن بیام برات بسوزم . . . .

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

چرا همیشه بدنبال این هستیم که بدانیم چرا گل خار دارد؟ گاهی باید بدنبال آن باشیم که بدانیم چرا خار گل دارد؟ بیا تا تفکرمان را راجع به زندگی تغییر دهیم . . . . . .

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

در تمامِ قصه هایِ زیرِ گنبد کبود تو همان یکی بودی که هیچوقت مالِ من نبود !

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

این روزهــا ..!! هر جایی را که نگاه می کنم ..!! پـــــــــر است ..!! از وجود ِ آدم های بی وجــــود ..!!‬

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

میدونی چی سخته؟؟؟ کسی که داری پیشت و در مورد کسی که داره باهات کنه . . . . . . ــــــــــــــــــــــ

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

متن آهنگ ((( نباشی ... یگانه )))

*محـمــدامـیـنــــــ *
*محـمــدامـیـنــــــ *
در Coma

ثابت کرده که : « یه بهتر از یه بی .» مگه نه؟ ؟؟ ؟؟؟ ؟؟؟؟

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

در آسمان خویش جستجو گر ستاره ای بودیم بی پایان که تحقق بخشیم خواسته هایمین را و یافتیم آنچه را میخواستیم

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

تنها است که نمی گوید ..............

❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

شاید زندگی ان جشنی نباشد که ارزویش راداشتی اما حال که به ان دعوت شده ای تا میتوانی زیبابرقص.