!L@
در قید غمم ، خاطر آزاد کجایی ؟ / تنگ است دلم ، قوت فریاد کجایی ؟ / با آنکه ز ما یاد نکردی / ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی ؟
*محـمــدامـیـنــــــ *
من اگر روح پريشان دارم،من اگر غصه هزاران دارم،گله از بازي دوران دارم،دل گريان،لب خندان دارم،به تو و عشق تو ايمان دارم....
*محـمــدامـیـنــــــ *
تمام هستی ام را برگی کن! بر درختی بیاویز! خودت باد شو! بر من بوز! به زمینم بیانداز! خدا که شدی و از من گذر کردی ... خیالم راحت می شود جای پای تو، مرا و همه هستی مرا تقدیس می کند...!
*محـمــدامـیـنــــــ *
گفتمش بی تو چه می باید کرد8*عکس رخساره ی ماهش را داد*گفتمش همدم شبهایم کو*تاری از زلف سیاهش را داد*وقت رفتن همه را می بوسید*به من از دور نگاهش را داد *یادگاری به همه داد و به من*انتظار سر راهش را داد...
*محـمــدامـیـنــــــ *
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست *حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست*من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم*افسوس؛که یک لحظه تماشای تو رؤیاست...
*محـمــدامـیـنــــــ *
پیغامگیر منوچهری: از شرم، به رنگ باد باشد رویم در خانه نباشم كه سلامی گویم بگذاری اگر پیام، پاسخ دهمت زان پیش كه همچو برف گردد رویم...!
*محـمــدامـیـنــــــ *
پیغامگیر خیام: این چرخ فلك، عمر مرا داد به باد ممنون توام كه كردهای از من یاد رفتم سر كوچه، منزل كوزه فروش آیم چو به خانه، پاسخت خواهم داد..!
*محـمــدامـیـنــــــ *
پیغامگیر فردوسی: نمیباشم امروز اندر سرای كه رسم ادب را بیارم به جای به پیغامت ای دوست گویم جواب چو فردا برآید بلند آفتاب...!
*محـمــدامـیـنــــــ *
پیغامگیر سعدی: از آوای دل انگیز تو مستم نباشم خانه و شرمنده هستم به پیغام تو خواهم گفت پاسخ فلك گر فرصتی دادی به دستم ....
*محـمــدامـیـنــــــ *
پیغامگیر حافظ: رفتهام بیرون من از كاشانهی خود غم مخور تا مگر بینم رخ جانانهی خود غم مخور بشنوی پاسخ ز حافظ گر كه بگذاری پیام زان زمان كو باز گردم خانهی خود غم مخور