دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همونطور که از اسمش معلومه این یه گروهیه که فقط شامل چرتو پرتای خودم میشه...
کلن هر چی از من و هر چی که مربوط هست به من یا مربوط نیست به من ولی دلم میخواد به خودم ربطش بدم یا خودمو به اون ربط بدم...
لُدفَن کَسی پُست نَده اینجا فَقَط بخـونین ...
.
.
.
اگرم بخواین نمیتونین :دددی

جزئیات گروه

شناسه 1262
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 1280 پست
عضو 311 کاربر
طرفدار 42 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 94
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 56
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 80

کاربران گروه

(308 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

پریسا
شناسه‌: 1262 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

اگه دوس دارین خاطره خوشي از يك تو ذهنتون حك بشه سعی کنین اولين مكالمه ـَتون تو روزي كه بدجور خورده تو برجكش نباشه چون از جای ِ دیگه ای عصبانی ِ ممکنه سر شما خالی کنه و باعث بشه یک روز خوبتون تهش به گند کشیده بشه .. جمعه پیش گفته بودم که رفتیم با خونواده پارک ولی ترجیح دادم چیزی از اتفاقات پیش اومده نگم چون اعصابم بدتر به هم میریخت اینی که الان گفتم همون اتفاق پیش اومده بود

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

بعـد وقتـي دقـت نـظر ُ هـوش آدم رو نـاديده ميگيـرن تـو خونـه منـم مجبـور ميشـم فـرار مـغز هـا بشـم بـاشـد تـا خـونـواده قـدر منـو بیشتـر بـدونـن ..

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

من برم بخوابم دیگه .. دنبالرُ به شما و شما رو به خدا میسپرم ..

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

نيمـه پـر ليـوان نگـري ينـي شـام نخـورده باشـی و بـه خـودت بگـي؛ عـب نـداره بـابـا، معـده ي مـن مـقاومت ميكنـه .. بـارها و بـارها بـه مـن شايستگـي خـودشـو نشـون داده

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

اگه میشد کله ی ِ عامل ِ اعصاب خورد کنُ به جای کله ی ِ خودمون با دیوار اصابت بدیم خیلی خوب میشد آ

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

از اون لحظـه هـاس كـه مـن ميخـوام كاسـه صبرمـو بفروشـم بـه سمسـاری، دیگه بدردم نمیخوره و كلـن از ايـن رو بـه اون يكـي رو بشـوم بـاشـد تـا آن روی ِ مـرا هـم نظـاره گـر بـاشیـد شـایـد رستگـار شویـد

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

بعد منی که اینقده با تنهایی مشکل دارم چرا باید برم با کسی مزدوج شم که شغلش پرستاری ِ و اکثر شبا نیس بعد خاک تو سرم که قبلا به این موضوع اصن فک نکرده بودم این عشق که نمیدونم معنیش چیهُ کاربردش برا کی ِ چشای آدمو کور میکنه هی وای من ..

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

آه ه ه ه @باران همانا فقط صدای اس ام اسای توست که سکوت این شب ِ منو میشکند و منو از فکر ارواح خبیث ِ اطرافم بیرون میاره

این ارسال را بازنشر کرده است.
پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

خب به سلامتي معلوم شد خونه ما پاتوق ارواح هس فقط نميدونم چرا عوض قايم باشكُ ایجاد صداهای تقُ توق نمیان قشنگ بگن منظورشون چیه از ایجاد این صداها از وقتی تنها شدم تو خونه دو بار صدای تقُ توق شنیدم کل ِ برقای توی خونه ُ توی حیاطُ روشن کردم اومدم تو اتاقم درُ بستم بیست دفعه ازون موقع بسم الله گفتم فک کنم ترسو هم خودتونین ..

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

واااااااااای این آقاهه که نابیناس اُرگ میزنهُ میخونه همیشه، الان صداش داره میاد .. اَ کاش میرفتم .. اینقده دوسش دارم .. نابیناس ولی اینقد قشنگ اُرگ میزنه صداش که دیگه معرکه ـَس .. آهنگایی که میخونه بیشتر واسه اماماس الان درمورد امام زمان میخونه صداش میاد ..

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

یه مرده با صدای نخراشیدَش میکروفن دستش گرفته چرتُ پرت سر هم میکنه الان گزارش لحظه به لحظه میدم بهتون

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

اگه بدونین جلو در خونمون چه خبره الان .. اون یادواره شهدا بود که گفتم عصری اون موقع چون دم اذون بود مداحی ای جان سوز گذاشته بودن الان شادش کردن بیاُ ببین .. اینقد شلوغ شده جلو خونمون.. تازه شامم میدن .. مامان بابام رفتن من که حوصله ـَم نشد ..سر درد دارم برم اونجا بدتر میشه .. البته صداشون تا اینجا میاد فقط تصویر ندارم ..

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

تو دبیرستان روبرو خونمون الان یادواره شهدائه .. یه هفته میشه دارن نمایشگاه ـِشونو برا امروز درست میکنن بعد تا الان هرکی از اعضای خونمون یه حدسی زده بود براش که اونجا قراره چه نمایشگاهی بشه تا الان که فهمیدیم چه خبره اینقده پلیس ملیس ریخته در خونمون همشونم ازی درجه دارا .. مگه امروز چه خبره ؟؟ هفته ی بسیج ِ یا روز تکریم شهدا ؟؟ یه مداحی ِ جان سوزیَم گذاشتن صداش بلنــــــــــــد، من الان تو خونه نشستم صداش میاد دیگه اونجا چه خبره .. الان ِ که اشکم دراد

پـریـسـا
پـریـسـا
در پریسا

یه شال به اندازه یه چادر بستم دور سرم .. یه سر درد بدی گرفتم .. من اینجا الان چه غلطی میکنم آخه