مهشی ــد
گرگها هميشه زوزه نميكشند گاهي هم مي گويند: دوستت دارم و زودتر از آنكه بفهمی بره ای ميدرند خاطراتت را و تو ميمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته.....!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در بـــــــــاز شـــــــُد... حــــــــَتما بـــاد شـــــُوخیـــــــــشــ گــِرفـــــــتـــه... مــَســـــــــــــــخـَره! ادآی آمـــــدنــــَت را در مـــــی آوَرَد....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
صدا بزن مرا مهم نیست به چه نامی ... فقط میم مالکیت را آخرش بگذار ... می خواهم باور کنم ...... مال تو هستم !!!!
مهشی ــد
انقدر به ادمهاي روى زمين بى اعتماد شدم؛ كه ميترسم وقتى از خوشحالى به هوا ميپرم، زمين را از پاهايم بيكشند!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی بــه خـــاطـرش مـــانـدن را تـحـمــل کن.... رفتن از دست "همـــه" برمی آید ......
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایمــ را دَم ِ در بگذارم تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ... ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است نتــرس جانکم ! حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نگران فردایت نباش ، خدای دیروز و امروزت ، فردا هم هست ؛ فردایت قشنگ نازنین ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درد علی [ علیه السلام ] دو گونه است، دردی که از ضربه ی ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند و درد دیگر درد [بسیار بزرگتر] ی است که او را تنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستانهای اطراف مدینه کشانده و به ناله درآورده است. ما تنها بر دردی می گرییم که از ابن ملجم در فرقش احساس می کند، اما این درد علی [ علیه السلام ] نیست؛ دردی که چنان روح بزرگی را به ناله آورده است ، تنهایی است، تنهایی که ما آن را نمی شناسیم. باید این درد را بشناسیم نه آن درد را، که علی [ علیه السلام ] درد شمشیر را احساس نمی کند و ما درد علی را احساس نمی کنیم. نویسنده : دکتر شریعتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
-خدا زمین را مدور آفرید تا به انسان بگوید همان لحظه ای که تصور می کنی به آخر دنیا رسیده ای، درست در نقطه آغاز هستی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه بسیار نگاه ها در جهان سرگردانند که در چشمی جای گیرند و چه بسیار فریادهایی که بر سنگ خاموش بوسه می زنند
آزاده ایــرانی
كاش بودنها را قدر بدانيم به خـــــدا قسم نبودنها همين نزديكيهاست . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! ببرم بخوابانمش! لحاف را بکشم رویش! دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم! حتی برایش لالایی بخوانم، وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان! درست می شود!درست می شود! اگر هم نشد به جهنم... تمام می شود... بالاخره تمام می شود...!!!