آقـا اَمـیـن
شکسته ام، مى فهمى؟
به انتهاى بودنم رسیده ام؛
اما اشک نمى ریزم!
پنهان شده ام پشت لبخندى که خیلی درد مى کند…
آقـا اَمـیـن
گاهى نفس به تیزى شمشیر میشود.از هرچه زندگیست دلت سیر میشود. کارى ندارم که کجایی چه میکنى… بى عشق سر نکن که دلت پیر میشود…
آقـا اَمـیـن
آموختم:کسی که یادم نکرد!من یادش کنم شاید که اوتنهاترازمن باشد!
آقـا اَمـیـن
لباسهایم که تنگ میشد میبخشیدم به دیگران دل تنگم راحالاچه کسی برمیدارد
آقـا اَمـیـن
تنهایى یعنى اینکه نتونى یه نفر رو تو دنیا پیدا کنى که بهش اعتماد کنى و باهاش درددل کنى …تنهایى یعنى اینکه هرکسى دوس داره اونجورى که اون میخواد باشى و اگه غیر این باشه ترکت میکنن …
آقـا اَمـیـن
میائی کلاغ پر بازی کنیم؟خوبه انگشتتو بذار رو زمین حالا برو؟ روزهای بی تو بودن(پر).فکر بی تو بودن(پر).دوست داشتن کسی جز تو(پر).عشق کسی جز تو توی سرم(پر).عزیزم؟تروخدا فقط تو؟(نپر)
آقـا اَمـیـن
تنهایى یعنى
سکوت..
وبعد..صداى هق هقى آشنا..
به گمانم صداىخودت باشد..
آقـا اَمـیـن
سلامتی عقابی که تو آسمونه و به پرش می نازه ،سلامتی پول داری که رو زمینه وبه جیبش مینازه،سلامتی ما که هیچى نداریم وبه رفیقمون مینازیم !
آقـا اَمـیـن
هرزگاهی دریاهوس میکنه به ساحلش سری بزنه،مهم نیست که ساحلش تحویلش بگیره یانه،مهم اثبات وفاداریشه !
آقـا اَمـیـن
کاش توزندگی هم مثل بازی فوتبال،وقتی داری ازدرد به خودت میپیچی،یکی مثل داور بیادبالای سرت، بپرسه: میتونی ادامه بدی؟
آقـا اَمـیـن
خوبها هیچوقت تنها نیستند چون مهربانی در وجود آنهاست،،باتوأم ای مهربان!
آقـا اَمـیـن
به انتظار نبودی, ز انتظار, چه دانی? تو بیقراری دلهای بیقرار, چه دانی? نه عاشقی که بسوزی, نه بیدلی که بسازی تو مست باده نازی, از این دو کار چه دانی? تو روزگار گلی را که گشته خوار چه دانی?
آقـا اَمـیـن
مرا در بیستون برخاک بسپارید تا شبها غم بی همزبانی را برای کوهکن گویم بگویم عاشقم, بی همدمم, دیوانه ام, مستم نمیدانم کدامین حال و درد خویشتن گویم
آقـا اَمـیـن
دیگرم گرمی نمی بخشی عشق, ای خورشید یخ بسته سینه ام صحرای نومیدیست خسته ام, از عشق هم خسته
آقـا اَمـیـن
دوره ی خداحافظی های اشک و کاسه ی آب و دلتنگی دیگر گذشته است . امروز تو با او میروی و همه چیز تمام میشود ! به همین سادگی …