دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

خُـو بَـسـِه دیـگـِه ... ! / ایـن !

Mohammad
1069-18-78109194165-5D_1509.jpg Mohammad
در دوره

از معجــــــزاتشـــ ایــــــــن بـــــــــود .. كه آغــــــــوشش؛ عصــــــر جمــــــعه نداشـــــــت ....

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تـــداوم تا آخـــر . . . \

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

بـه خُـودَم مـیـگَـم یـَعـنـی اِنـقَـد ؟!

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

یـاد ِ یِـه سـِری ! بــاز ... !

نگین غروب ( جنگجوی خسته)
نگین غروب ( جنگجوی خسته)
توسط موبایل در دوره

دوره گرفته ام با دلم؛غمگین میشود میخندم؛میخندد میرقصم ضایع میشود باز غمگین میشود باز من میخندم و این کل کل کماکان ادامه دارد....

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

واقـعـیَـت : یِه آن بـا ایـن پُـسـت ِ اَشـکَـم دَراومد ... ! ==>

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

روز ِ بـود اِمــروز !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

دارِه نِـشـون مـیـدِه ... !

❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
❤...كــيـــ NA ــــآ...❤
در دوره

ســــــــــــلام ...

میترا
میترا
در دوره

در ساحل ماسه اي با خدا قدم ميزدم , به پشت سرم نگاه كردم , جاهايي كه از خوشي ها حرف زده بوديم دو ردپا بود و جاهايي كه از سختي ها حرف زده بوديم جاي يك ردپا بود; به خدا گفتم در سختي ها كنارم نبودي؟ گفت آن ردپايي كه ميبيني من هستم , تو را در سختي ها به دوش ميكشيدم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آنقدر حرفهایم را خوردم….تا از زندگى سیر شدم….

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کاش می فهمیدی قهر می کنم تا دستم را محکمتر بگیری و بلند بگویی بمان نه اینکه شانه بالا بیندازی و ارام بگویی هرطور راحتی