دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Herose
Herose
در دوره

دلت که میگیرد برای هیچ کس غم ات را مگو ....سکوت پر ز حرف است ...در این دنیا جز پدر بقیه همه منت روزهای که غم ات را به دوش کشیده اند بر سرت خواهند گذاشت! مادر که مادر بود همیشه منت نه ماه و شیر دادن را بر سرم گذاشت وای به حال بقیه! : )

Herose
524284_311416355600776_103457186396695_787960_1620143102_n.jpg Herose
در دوره

آدمایی بودن که تونستن تا آخرش عاشق هم باشن ♥

Herose
Herose
در دوره

و قال ( ع ) : اگه دختر سنش از 30 سال گذشت،دیگه مهم نیست باکره باشه... : )

alireza
alireza
در دوره

اشعار رد و بدل شده بین 2 دوست : ( @یاس . @گـلـپــری ) بر گیسویت ای جان . کمتر زن شانه /. چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه. / بگشا ز مویت گره ای چند ای زن ! / تا بگشا گره شاید ز دل دیوانه ./ مجنون گردم چو زنی هر دم شانه / بینم خونین دل این و ان سر هر دندانه /

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Herose
Herose
در دوره

همه جا سوت و کور حالمونم خوب خوب...

Herose
182326_345036335562993_100001698893376_910204_1357045422_n.jpg Herose
در دوره

و قال ( ع ) : فایده‌‌ای ندارد. از یادم نمی‌رود. تمام این روزها سعی کرده‌ام و فایده‌ای ندارد. تسلیم شده‌ام دیگر. به هم‌این که هست. به هم‌این خنجری که هی توی پهلوهام... ایستاده بودم کنار مایکروویو، منتظر گرم شدن غذا. دو دقیقه. فقط دو دقیقه. آقای هم‌کار آمد و پرسید که «چه‌ته؟» آدم چه‌جوری می‌تواند توضیح بدهد که چه‌اش هست؟ آن هم توی هم‌آن دو دقیقه‌ای که ایستاده کنار مایکروویو تا غذاش گرم شود. گفتم «هیچی». رفتم نشستم پشت میز و اشک‌هام چکیدند روی ظرف غذا. هی توی سرم تکرار می‌شد که فایده‌ای ندارد، فایده‌ای ندارد. آدم به خودش می‌بالد که اختیار زندگی‌ام، اختیار قلبم با خودم است. زر مفت. یک‌باره می‌بینی اختیار اشک‌هات هم با خودت نیست. ایستاده‌ای وسط میدان مین و هر طرف که بروی، آخرش تکه‌پاره می‌شوی. بد‌تر (به‌تر؟) از همه این که دل‌بسته‌ی میدان مین لعنتی‌ات هم شده‌ای. بعد یکی از راه می‌رسد و می‌پرسد «چه‌ته؟» انگار که می‌شود این‌جور چیزی را توی هم‌آن دو دقیقه‌‌ای که ایستاده‌ای کنار مایکروویو تا غذات گرم شود، گفت. انگار که اصلا می‌شود گفت.

Herose
Herose
در دوره

1متن کردم اگه بذارم میخونید؟

alireza
alireza
در دوره

گوینده = خانم خانواده >>> دارم چایی می خورم و تربچه هم هوس کرده با من کشتی بگیره . / من : "تربچه ! نکن! چایی داغ می ریزه روم ها!" / تربچه: " مامان! شما چرا همش به فکر خودتونین؟ چرا به فکر دیگران نیستین؟" / من: " یعنی اگه بخوام به فکر دیگران باشم باید بذارم شما من رو له کنی بعد چایی بریزه روم بسوزم؟" / تربچه: " آره دیگه! اونوقت دیگران می تونن هر هر بهتون بخندن!" ش.غش :ی

Herose
Herose
در دوره

یه دوس پسر در حد صفر کیلومتر داریم ارسال به تمامی نقاط ایران....... توضیحات= > ماله یه خانوم دکتر بوده

alireza
alireza
در دوره

تربچه=فرزند خانواده >>> " آقای خونه: تربچه! این مامانت خیلی عزیزه ها! عاشقشم اساسی!/تربچه: پس چرا هی راه می رین می گین " من از مامان می ترسم٬ من از مامان می ترسم ؟!" " / منبع : [لینک]

Herose
156507_339156632816027_257161447682213_855376_927041187_n.jpg Herose
در دوره

علت این که به جای مسجد میرفت میخونه

Herose
Herose
در دوره

با بعضی از آدما باید تو دوران کودکی و نوجوانی دوست شد... بزرگ که میشن دنبال علت دوستی میگردن و هوا برشون میداره.

Herose
389622_10150832725360959_368785110958_9675040_321982760_n.jpg Herose
در دوره

یا حضرت موسی : ))

alireza
alireza
در دوره

هوای سمنان چند وقته شگفت انگیز شده . شنبه و دوشنبه بعد ازظهر یه تگرگ بارید و در عرض کمتر از یک ساعت آفتاب تابید. البته دوشنبه که پدیده بارش تگرگ (به اندازه تیله بزرگ ها ) همراه با تابش آفتاب همزمان داشتیم . (خیابانهای خلوت که ماشین رد نمیشد :قشنگ آسفالت با یه لایه تگرگ پوشیده میشد )

Herose
Herose
در دوره

و قال هیروز ( ع ) : هر دختری بپرسه: به نظرت من چااااقم؟ جوابتون این باشه : تا لخت نبینمت نمی تونم نظر بدم