سید کمال
گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند مراقب بعضی یک ها باشیم در حالی که ناچیزند ، همه چیزند . . .
سید کمال
از تمام دنیا یک صبح سرد یک چای داغ و یک صبح بخیر تو برایم کافی ست . . .
سید کمال
سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .
سید کمال
نفست باران است دل من تشنه ی باریدن ابر دل بی چتر مرا مهمان کن . . .
سید کمال
دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت / زنده ها خیلی براش کهنه بودن / خودشو تو مرده ها جا زد و رفت . . .
سید کمال
لبخند ، شروع عشق است محبت ، باغ عشق است ناکامی ، داغ عشق چشم ، راز عشق وعده ، امتحان عشق خاموشی ، درد عشق و رسوایی ، شرمندگی عشق . . .
سید کمال
از راه وفا گاه ز ما یاد توان کرد / گاهی به نگاهی دل ما شاد توان کرد / صید دل ما لایق تیر تو اگر نیست / از بهر خدا آخرش آزاد توان کرد / مستم ز می عشق چنان کز پس مرگم / صد میکده از خاکـ من آباد توان کرد . . .
سید کمال
دلم یک جای دنج میخواهد آرام و بی تَنِش جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی! تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد مثلا آغوش تو !
سید کمال
آنکه دستور زبان عشق را بی گزاره در نهاد ما نهاد خوب می دانست تیغ تیز را در کف مستی نمی بایست داد
سید کمال
گفتی : نفرین میکنی ؟ گفتم : نه ، اما از خدا میخوام هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . . .
سید کمال
هر کسی می تواند با شما لبخند بزند هر کسی می تواند با تو گریه کند اما کسی که تو را دوست دارد وقتی اشک در چشمان شماست ، میتواند آنرا تبدیل به لبخند کند . . .
سید کمال
اسپند دود می کنم ، برای عشقمان هر شب میان راز و نیاز های شبانه نکند جادوگر زشت بی تفاوتی ، چشممان بزند . . .
سید کمال
من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی / چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی . . .
kamran
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .