سید کمال
خـــــــدایــــ ــــــــــــــا در گلویم ابـــر کوچــکی ست که خیــال بـارش نـــدارد
سید کمال
تبسم شیرین عشق گوشه ای از نگاه خداست تنها به نگاه او می سپارمت ..
سید کمال
خداوندا، خداوندا !!! قرارم باش و یارم باش ... جهان تاریکی محض است !!! میترسم ، کنارم باش ...
سید کمال
نـیمـکتِ بـا هـم بودنمـان تنـهاسـت مـن دل نـشستـن نـدارم ، تــو دلـیـل نـشستـن چه تفاهم تلخی داریم ما.....!!!
سید کمال
داشتم از این شهر میرفتم صدایم کردی جا ماندم ...!
سید کمال
اگر روزى بين رفتن و ماندن شك كردى.. حتما برو بى معطلى.. چون نميبايست كار به شك ميكشيد.. كه تو بيانديشى يا نيانديشى... همان لحظه شك كار تمام است ...!!!
سید کمال
دلتنگ کودکیم یادش بخیر قهر میکردیم تا قیامت و لحظه ای بعد قیامت میشد!
سید کمال
اینجا دنیاست ... هیچ چیز جای ِ خودش نیست ! زنـــدگی ... آدم هـــا ... قلب هـا ... یا یکی بی دل است ! ..... یا دو دل!
سید کمال
بایَد گاهــــــــــے بِتـَراشَنـد ... تا براے دٍلـتَنگـــــــــے هاےِ تـازه جـا باز شَــوَد دٍلتـَنگـے هایــے ڪِه جـــــــــایِشان نـَه دَر دِل ڪِه دَر گــَلــــــــوےِ آدَم استــــ دِلتنگـے هــــــــــایــے ڪِه مے تَواننَــد آدَم را خَفـِـه کـُننـَـد . . .!!
سید کمال
خدای من! چگونه ناامید باشم، در حالی که تو امید منی!....
سید کمال
خدایا ... با همه ی فاصلهای که از تو گرفتهایم ... هنوز هم ، چقدر به ما نزدیکی ...
سید کمال
ای کاش یک بار خالصانه و از ته ته دل بتونم این دعا رو زمزمه کنم: الهی انت کما احب فجعلنی کما تحب خدایا! تو اون جوری هستی که من دوست دارم، منم اون جوری کن که خودت دوست داری!
سید کمال
سراغی از ما نمی گیری مگر نه ؟ همین مهم است !! وگرنه دیوانه ای مثل من که سراغ گرفتن ندارد...
سید کمال
همیشه ازت دوره ..گاهی دلت براش خیلی تنگ میشه و میخوای در مورد اون با یکی حرف بزنی ولی نمیتونن درکت کنن ..خیلیا سر راهت سبز میشن و میخوان تو دلت جا بگیرن ولی تو اجازه نمیدی. دورو برت هر چقدرم شلوغ باشه تو بدون اون تنهایی...کم کم به بدون او بودن عادت میکنی ...عادت میکنی ولی تا پایان عمرت عاشقش میمونی
سید کمال
سالهاست گم شده ای و من من فقط وقتی چشمانم را می بندم پیدایت می کنم عجیب است این قایم باشک دلم را گرم می کند همین چشم بستن های گاه گاه در بهارهای بیداری ِ عمرم که بی پیدا شدنت هی می آیند و می روند ....