دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

میگم راضی ام به رضای خــــــدا امـــــّــــا... دروغ میگــــــم ... تـــــــــو برگـــــــرد...!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

شعر من خسته تر از پای شماست قاصدک! شعر مرا از بر کن، برو آن گوشه باغ سمت آن نرگس مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن، یک نفر یاد تو را هرگز از دل نبرد ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بــــاور کــُن به خاطر تو تـا آخــــر خــط می رفتـــــم اگــــر . . . ســر راهم نقطـــــه نمــــی گذاشتی...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گفتند بـــــاد آورده را بـــاد مـــی بـــرد، امــــا تـــو کـــه بـــا پــای خـــودت آمــده بــودی .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

زندگی تاس خوب آوردن نیست زندگی تاس بد را خوب بازی کردن است

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تو هی ماجرا را بکش.. ! و من زجر ها را....... و "او" تمام خنجرها را از جیب خویش! و "او" ی دیگر تمام سیگارهای پنهانش را ! اما بی ادعا و بی غرض .... با لحن داغدار جنوب بگویم " آنجا که دریافتی من گرگ نیستم ... .دوست هستم ........خجالت را هم ... بکش

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ما کار و دکان و پیشه را سوخته ایم شعر و غزل و دوبیتی آموخته ایم در عشق که او جان و دل و دیدۀ ماست جان و دل و دیده هر سه را سوخته ایم …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دست به صورتم نزن می ترسم بیفتد.. نقاب خندانی که بر چهره دارم! و بعد .. سیل اشک هایم تو را با خود ببرد .. و باز .. من بمانم و تنهایی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ضربه ی آخر را “خدایم” زد ! آن زمان که برای رفتنت استخاره کردی و “خوب” آمد …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دیگر فرصتی برای پیامک دادن نیست دست واژه ها را می گیرم و به دیدنت می آیـــم دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

مرگ تدریجی ما آغاز خواهد شد...!!! اگر سفر نکنیم..... اگر مطالعه نکنیم..... اگر تحولی در زندگی خویش ایجاد نکنیم اگربه دنبال آرزوهایمان نباشیم اگر احساسات خود را ابراز نکنیم همان احساسات سرکشی که موجب درخشش چشمان ما می شود و دل را به تپش در می آورد اگر دچار روز مرگی شویم تغییری در رنگ لباس خویش ندهیم یا با کسانی که نمیشناسیم سر صحبت باز نکنیم اگر بنده ی عادتهای خویش بشویم و هرروز یک مسیر را بپیماییم اگر به خودمان اجازه ندهیم برای یکبار هم که شده از نصیحتی عاقلانه نگریزیم...................!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نویسنده ها “سیگار “می کشند شاعر ها” هجران” نقاش ها “تابلو” زندانی ها “تنهایی” دزدها “سرک” … مریضها” درد” بچه ها” قد” و من برای کشیدن “نفسهای تو “را انتخاب می کنم من برای نفس کشیدن * هوای تو * را انتخاب می کنم...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کمی گیجم کمی منگم ، عجیب است پریده بی جهت رنگم ، عجیب است تو را دیدم همین یک ساعت پیش برایت باز دلتنگم ، عجیب است …

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چِشم هایم را می بَندم زمـان را مُتوقف می کنم مسافت ها را از بین می برم و تو را تا ابـــَــــد در آغوش می گیرم دلـم برای آغـوش گرفتـنت تنــگ است...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه تریلی بخرم تو شاگردم میشی!؟ فقط بخواب . منم به عشقت پشت تریلیم می نویسم “بوق نزن سالار خوابه