دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

کاش نامت را با خط بریل می نوشتند! صدا کردنت کافی نیست شکوه اسم تو را باید لمس کرد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

شمع دانی که دم مرگ به پروانه چه گفت گفت ای عاشق دیوانه فراموش شوی سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد گفت طولی نکشد تو نیز خاموش شوی گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چه تقابل غیر منصفانه ای است تو به منی که دوستت دارم اعتماد نداری ... اما من به تویی که دوستم نداری اعتماد دارم......!

آقـا اَمـیـن
1.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

بیــــــن

سید کمال
سید کمال
در دوره

دوستان همیشه خوش باشید .. تا فردا خدا نگهدار همتون ..

سید کمال
سید کمال
در دوره

به یک زندانی گفتند از تو تنهاتر کیست گفت کسی که دلش زندانی دیگریست.

سید کمال
سید کمال
در دوره

من صبورم اما... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم اگر شادی زیبای تو رابه غم غربت چشمان خودم میبندم تو نمی دانی چقدر با همه ی عاشقی ام محزونم و به یاد همه ی خاطرهات مثل یک شبنم افتاده به خاک مغمونم من صبورم اما... بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند میترسم من صبورم اما... این بغض گران صبر نمی داند چیست!!!!

سید کمال
سید کمال
در دوره

گــاه در زنـدگـی ، موقعیت هایی پــیش مــی آیــد کــه انسان بـایـد تــاوان دعـاهــای مــستجاب شده خــود را بپــردازد ...

سید کمال
سید کمال
در دوره

دختره تلفن دوست پسرش زنگ میخوره برمیداره جواب میده یارو میپرسه:شما؟ دختره میگه:من خواهرشم...شما؟؟؟ طرف میگه:من همین الان فهمیدم مادرتم

سید کمال
سید کمال
در دوره

آدم برفی از خجالت آب شد وقتی که دید کودک گرسنه ای به هویج دماغش زل زده...

سید کمال
سید کمال
در دوره

تلخ ترین خاطرات زندگیم را کَسی برایم رقم زد که بهترین ارزوها را برایش داشتم .

سید کمال
سید کمال
در دوره

دختر:بابا می تونم برم پیش دوستم درس بخونم؟ بابا : نه نمیشه برو اتاقت درس بخون. دختر:چرا آخه بابا؟ پدر:واسه اینکه سالها پیش مامانت هم میومد پیش من درس بخونه !

سید کمال
سید کمال
در دوره

گـاهی فـرار میکنـم . از فـکر کـردن بـه تـو ... مثـل رد کـردن آهنـگی کـه خیـلی دوستـش دارم ...!

سید کمال
سید کمال
در دوره

سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است. گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی. و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی

Herose
Herose
در دوره

اینایی که وقتی میخندن ، رو لپشون چاله درست میشه! کوفتشون شه...! خیلی با مزه میشن کثافتا ..!

این ارسال را بازنشر کرده است.