mehdi
آزادی پنجره ها کلافه اند از سنگینی نگاه منتظرم اگر نمی آیی اینقدر پنجره ها را زجر ندهم چشم هایم به جهنم !
kamran
اگر روزی دلت لبریز غم بود گذارت بر مزار کهنه ام بود بگو این بی نصیب خفته در خاک یه روزی عاشق و دیوانه ام بود .
kamran
بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق.. یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است
kamran
من سبزترین واژه ملموس غروبم کاش در این وسعت سبز یکنفر درد مرا می فهمید
kamran
غضنفر داشته خاطره تعریف می کرده میگه : ما سال چهل و نه با دو نفر دعوامون شد البته سال چهل و نه که مثل الان نبود دو نفر خیلی بود !
kamran
غضنفر تو صف برنج فروشی بوده برنج تموم می شه میگه : اشكالی نداره ته دیگ بده !!!
kamran
يه مار با يک زرافه ازدواج می کنند بچشون قورباغه می شه ! می دونيد چرا ؟! چون بچه دار نمی شدن از پرورشگاه بچه آوردند !!!
mehdi
سیاست یعنی چی؟؟؟ یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟ پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم.. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه. کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره. (دیدگاه حنمی بخونید)
mehdi
باید جایی ایستاد... باید تمام حذفیات را به در و دیوار شهر آویخت... باید این آبراهه ی متعفن که چرخ آسیاب این فرهنگ عقیم را می چرخاند، خشکاند... هر دو خوب می دانیم که رفیقه ها را نامزد و همسر خوانده ایم... شراب قرمز و عرق سگی را نوشیدنی فرض کرده ایم... اعتراض را به مصالحه کشانده ایم و هنوز در توهم روشنفکری، آزادی بیان را نشخوار می کنیم، تا از واقعیتی به نام زندگی، انتزاعی خفقان آور نصیبمان شود... من از قیچی شدن خسته ام... همین اندک را که از خویشتن خویشم باقی مانده، دوست می دارم... همین قدر می فهمم که آدمی باید جایی بایستد؛ هر طور که می تواند... هر طور که می شود... همین
mehdi
میگویند مردی میآید و زمین را نجات میدهد من فكر میكنم زنی میآید و جهان را عاشق میكند
mehdi
یه یخچال خالی یه خونه ی داغون بچه های معتاد آينده ی ويرون (ای کاش این ها هم مورد توجه مالی و معنوی قرار بگیرن)
mehdi
یكی پول نفت را می بردو رقص می آورد یكی پول نفت را می برد ، عزا می آورد ما تنها رقصیدیم ما تنها گریستم ... می گویند: - رای با اكثریت است! - اگر اكثریت اشتباه كنند چه ؟!