سید کمال
اگر تو باز نگردی امید آمدنت را به گور خواهم برد و کس نمی داند که در فراق تو دیگر چگونه خواهم زیست؟ چگونه خواهم مرد؟
سید کمال
درآن هنگام که دستهای نسیمی سرد از روی سنگ فرش
هرخیابان می برد پوسیده برگی زرد...
در این اندیشه می مانم:
اگر روزی بیفتم از دو چشمانت کدامین باد خواهد برد
تن زرد فرو پاشیده ی من را ...
سید کمال
من را همچون تک تک آدم های دور و بر خودت نگاه کن ! همه ی دل نگرانی هایم مثل تمامی آدم هایی است که تو می شناسی ......شاید کمتر . شاید بیشتر ! دل نگرانی هایی که گاهی مرا تا سر حد بی خود شدن می برد و گاهی هم باز نمی گرداند از نبودنت می ترسم از بودنت دلهره دارم حرفهایم رو از روی ناراحتی جدی نگیر گاهی می مانم میان بودن و نبودن تو ای کاش می شد مجنونت باشم ..
سید کمال
گر حال تو هم چون منه آشفته خراب است گر خواهش دلهای منو تو بی حساب است ای وای به حال هر دوی ما ای وای به حال هر دوی ما
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بگذارید وبگذرید.ببینید ودل نبندید.چشم بیاندازیدودل نبازیدکه دیر یازود باید گذاشت وگذشت. حضرت علی(ع)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عاشق التماس نمی کند عاشق گریه می کند فریاد نمی زند عاشق زمزمه می کند فریاد نمی کند عاشق همه را خبر نمیکند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برتر نیستیم ... برترمان می کنند ... و وقتی باور کردیم ... بال هایمان را می شکنند
kamran
*همسان سازی آموزش و پیاده سازی برای کاهش هزینه و زمان
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که دیروز ما وقت نکردیم ازش تشکر کنیم . چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی رو نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم . چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم. چی می شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم . چی می شد اگه خدا خواسته هامونو بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم .