سید کمال
بمان با من که بی تو صدای خسته بادم/ در این اندوه بی پایان بمان/ تنهای تنهایم!!!
سید کمال
یک سآعت کـ ه آفتآب بتآبد ، خآطره هآی آن همـ ه شب هآی بآرآنی از یآد می رود این است حکآیت آدمهـ ـآ : فـرآموشی
سید کمال
واژه ها .. قـَــد نمی دهند !! ارتفاع دلـــــتنگی ام را... من فقط .. سایهء نبودن تو را .. برسر شعـــــر .. مستدام می کنم..!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
همیشه یک رنگ باش ....فرش چون رنگارنگه زیر پاست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زماني ميرسد كه انسان ديگر قادر نيست بگويد جبران ميكنم. چقدر خوب است كه انسان قبل از رسيدن به اين زمان تأسف انگيز چيزي براي جبران باقي نگذاشته باشد.
سید کمال
تنهایے اَمـ را کسے شریکــ نیست مطمئن بآش دستِ احتیآج به سمتـــِ تـُـ که هیچــ به سمتـــِ خود همـ درآز نخواهمــ کرد شآید کــِ تنهایے اَمـ از این همه تنهایے دِق کنــــد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد... پشت خط مادرش بود..... پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟؟؟؟؟؟ مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي..... فقط خواستم بگويم تولدت مبارك پسرم..... پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد..... صبح سراغ مادرش رفت..... وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت..... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق را به خاطر غم ، غم را به خاطر تنهایی ، تنهایی را به خاطر سکوت ، سکوت را به خاطر شب ، شب را به خاطر اشک هایم دوست دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ديگران رو ببخش نه بخاطر اينكه آنها سزاور بخشش تو هستند بلكه فقط بخاطر اينكه تو سزاوار آرامشي
سید کمال
عبـور میکنم هـر روز .. از کنـار نیمکت هـای خالـی پارک .. طـوری که انگار کسی .. در نـیمکت های آخرین .. انتظـارم را میکشد .. و بـه آنجـا کـه میرسم .. بایـد .. وانمـود کنم کـه .. باز هم دیــر رسیده ام ..!
سید کمال
برای من دعا کن اجابتش مسئله ای نیست نیاز من به آرامشیست که بدانم به یاد منی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت
سید کمال
کم کم یاد خواهی گرفت ! با آدمها همانگونه باشی که هستند ... ! ......همانقدر ... ... ... خوب گرم مهربان و گاهی همانقدر بد سرد تلخ.....
سید کمال
ســـــــــــــــــاکت که می مانی... میگذارند به حساب جواب نداشتنت! عـــــــــــــــــــمراً بفهمند داری جان میکنی تا حرمــــــــــــــــــــــ ــــــــــتهـا را نگه داری !
سید کمال
روحم می خواهد برود یک گوشه بنشیند پشتش راکند به دنیا پاهایش را بغل کند و بلند بلند بگوید: من دیگر بازی نمی کنم