Herose
دوره ای شده که به دختر لبخند بزنی خودش و تو لباس عروسی تصور میکنه و به پسر لبخند بزنی خودش رو تخت خونشون ...!
Herose
زکریای رازی آمد و رفت ! انیشتین آمد و رفت ! فروید آمد و رفت ! ... استیو جابز که به نوعی پدر تکنولوژی نوین بود هم آمد و رفت .... ... ... ... ... اما هنوز در همسایگی ما؛ ... ... ... ... ... ... ... مادری اسپند دود میکند ! پدری گوسفند میکشد ! دختری طالع بینی میخواند که شوهرش باید متولد چه ماهی باشد ! پسری پشت ماشینش مینویسد: بیمه ی قمر بنی هاشم ! هنوز برای ازدواج استخاره میکنند ! هنوز مردی به همسرش به جرمِ کم حجابی!! تهمت فاحشه میزند! توی چاه پول میریزند و نامه پست میکنند ! از کشتن یک بچه ۱۷ ساله ذوق میکنند ! و ... عقب ماندگی زیر پوستِ کشور من است ...
آقـا اَمـیـن
من هیچ وقت بهش خیانت نکردم ... نه واسه اینکه خیلی دوسش داشتم ! فقط واسه اینکه نرسه 1 روزی که بهم بگه برو و من نتونم ...!!!
آقـا اَمـیـن
حرفـــــــ.!! لق لق... زبـان استـــ. و..، نگـ ــاه..! زاییـ ــده دل !! منــ. ! بـه نگـ ـاهـی محتــ ــاجـ م،، از سـ ـر احسـ ـاســـ.!! نـ ه ! حـ ـرفـی..، از ســـر تنهــ ـــایـ ـی!!!
آقـا اَمـیـن
دلم گرفته از تکرار از روزهایی که بی هیچ شب شدند و شب هایی که در کوچه پس کو چه های صبح سر به خاک ساییدند دلم گرفته از ازدحام غریبه ها از او که نمی شنود از او که لهجه ی شیرین نگاه را هرگز نفهمید و رفت دلم گرفته نه از نبودن او که از ماندن خود من از سایه ی بی قرار خودم خسته ام
آقـا اَمـیـن
اين چه تيغ است که در هر رگ ِ من زخمي از اوست گر بگويم که تو در خون ِ مني ، بهتان نيست
آقـا اَمـیـن
به پايان فکر نکن انديشه به پايان هر چيزي شيريني حضورش رو تلخ ميکند بگذار پايان تو را غافگير کند همانند آغاز......
آقـا اَمـیـن
یه حسی از تو در من هست که می دونم تو رو دارم..واسه برگشتنت هر شب درارو باز میذارم تو با دلتنگی های من تو با این جاده همدستی...تظاهر کن ازم دوری...تظاهر میکنم هستی!!!!
آقـا اَمـیـن
چو گلدان خالی لب پنجره پر از خاطرات ترک خوردهایم