دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
meysam
meysam
در دوره

بسیاری از مشکلات ما، از تقدیر ما نیست ... از تقصیر ماست ...

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

پري . . . ها . . . ها

meysam
meysam
در دوره

عجیـب دلـم بـچگـی مـی خواهـد ... /خستـه ام/ فـقط یـک قـلم لطـفاً ... می خواهـم خـودم را خط خـطی کنـم !

meysam
meysam
در دوره

هر روز که از خواب بیدار می شوم میبینم که هنوز امروز است آخر میدانی؟ فردا روز خوبی ست روزی که تو را دوباه خواهم دید اما نمی دانم که چرا همیشه امروز است .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

به آبدارچیمون میگم از کجا میدونی یارو مهندسه؟ میگه آخه لب تاپ داره!! میگم منم ازسرما ماسک میزنم, یعنی دکترم؟ میگه نه, شما رو فکر کردم آسم دارید...!!!

Herose
Herose
در دوره

خدایا ...اگه واقعا منظورت این بوده که با بقیه همونجور رفتار کنم که بقیه بامن ، یه چن نفری هستن که باید دهنشونو سرویس کنم ...!

Herose
Herose
در دوره

اگه دخترا برن سربازی !!! صبحگاه: فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟ معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن و فك ميزدن ساعت ۱۰ صبح همه بیدار میشوند… سلام سارا جان سلام نازنین، صبحت بخیر عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر سلام نرگس سلام معصومه جان ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی ندا : بچه ها آفتابش خيلي تيزه بريم تو سايه جوش نزنيم صبحانه: وا…اقای فرمانده، عسل ندارید؟

Herose
Herose
در دوره

دوست دارم یکی از استادامو تو خیابون در حال خنده ببینم برم جلو بش بگم ,موضوع خنده داری هست بگو ماهم بخندیم...!

Herose
Herose
در دوره

البته درسته که پسر نوح با بدان بنشست، ولی خب پدرش هم تو کشتی‌ش یه مشت حیوون دورِ خودش جمع کرده بود

Herose
Herose
در دوره

هنوز توسط علما تائید نشده ولی روایت هست که تو بهشت رئیس گشت ارشاد آنجلینا جولیه...هی میاد به دخترا گیر میده که چرا این همه لباس تنتون هست?!!.. چرا بلد نیستین آرایش کنین و این حرفا...!

خــــاله سمانـــــه
خــــاله سمانـــــه
در دوره

آقا اجازه ؟ حاظرررررررررررررررررررر

Herose
Herose
در دوره

از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است و.............. خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد. .

Herose
Herose
در دوره

من، تن من، خاطرات من،‌ رد پای من جا مانده‌ام ‌در ماشین دوستی که با او در کوچه پس کوچه‌های شهرم شب گردی می‌کردم در خانه پدربزرگی که صفحه تلویزیونش با درهای چوبی بسته می‌شد در آفتاب حیاط خلوت خانه‌مان که دورتادورش گدان‌های شمعدانی بود در ترس‌های کابوس‌های شبانه‌ام؛ پرت شدن از بالکن خانه، سنگینی آوار زلزله، هول تصادف جاده‌ای جا مانده‌ من در آبمیوه هورت کشیدن‌های دوست عزیزی که شال سرش رنگی بود و رژ لبش رنگی بود و لاک ناخنش رنگی در هن و هن‌هایم در سربالایی نفس‌گیر کوچه‌مان در گرمای تابستان و سرمای زمستان در صدای بادی که از خلوتگاه کوه در گوشم کمانه می‌کرد و تا چند روز در آن جا خوش می‌کرد در میز ناهارخوری خانه‌ی کودکی، که شش نفر دور آن می‌نشستند که بعدها شد سه نفر و حالا در خیالاتم دو نفر دور آنند... و آرزویی خالصانه که همیشه بمانند ... جا خواهد ماند من در باریکی خیابان‌های اینجا... بدو بدوها برای فرار از سوز هوا... و ابرهایی که آسمان را رها نمی‌کنند در تنهایی خانه‌ی نقلی‌ام که گرمای تنها اتاقش پوست می‌سوزاند و سرمای راهرویش برق از سر می‌پراند { }

Herose
Herose
در دوره

در زندگی رنج هایی هست که نسبت به بقیه دردشان کمتر است اسم آنها را گذاشته ایم خوشبختی .

Herose
Herose
در دوره

فکر میکنم دارم مثل بچه ها!یاد میگیرم خودم باشم!