آرش پارسی
دقیقا ۲۰۶ تا استخون دارم که تو میتونی بشکنیشون، توی احمق اونوقت میای دل منو میشکنی ؟؟؟؟؟؟؟
آرش پارسی
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند
آرش پارسی
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچیک از مردم این آبادی... به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، ... آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند... لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
آرش پارسی
• وامان از این بوی پاییز و آسمان ابری که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچکس دیگری ..... فقط میدانی که هر چه هوا سردتر ميشود ...... دلت آغوش ِگرمتری می خواهد.....
آرش پارسی
می خواهی بدانی تو را دوست دارم؟ حتی اگر بخواهم پاسخ دهم نمی توانم... مگر می شود با کلمات ، احساس قلب را بیان کرد؟ مگر ممکن است با عبارات شرح داد که آن زمان که با دیدگانت به من می نگری چه نشاط و لطفی دلم را فرا می گیرد ؟ می گویی تو را دوست دارم ؟ ... مگر واقعا" پاسخ این سوال را نمی دانی ؟ مگر خاموشی من ، راز دلم را به تو نمی گوید ؟ مگر آه سوزان از سر نهان خبر نمی دهد ؟ راستی آیا شکوه آمیخته به بیم و امید ، که من هر لحظه هم می خواهم به زبان آورم و هم سعی می کنم که از دل بر لبم نرسد ، راز پنهان مرا به تو نمی گوید ؟
آرش پارسی
یه قانون هست که میگه، اگه میخوای همه افراد فامیلتونو از دخترخالت گرفته تا نوه عموتو با هم تو یه روز ببینی، پاشو همین الان دستِ دوس دختر یا دوس پسرتو بگیر، با هم برید بیرون یه دوری بزنید
آرش پارسی
و باران سخت می بارد در یک شب سرد پاییزی. این آغازی دیگر است و این منم. گمشده در مه. ستارهای سرگردان در کهکشانی بیانتها. فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک. من گمشدهام. من در دنیای متروک تنهایی خود که تاریکترین شبها و ابریترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچههایش را دلتنگ مینوازد، گمشدهام. آری، من گمشدهام...
آرش پارسی
برایم بنواز غریبه ی آشنا شده ی من برای بغض هایم بنواز بغض هایم که متشر شد من آواز همه ی سطر های نانوشته را برایت سر می دهم آواز و بوی بغض ... رهگذران مست . . آسمان خیس نغمه ی بهاری من من اینجا غریبم بگذار سوار بر بغض هایم به دور تر ها بروم و تو آنقدر برایم بنواز تا تار هوشم پاره شود
آرش پارسی
برای دلم بخوانم یا برای دلت؟! چه فرقی میکند وقتی قرار ِ دلم به قرار ِ دلت بستهست
آرش پارسی
مي دوني ادما بين الف تا ي قرار دارند . بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک روز مثل "ي" يارت بشن
آرش پارسی
می بینی؟! نبودنت را - هرگز نبودنت را - نداشتنت را - هرگز نداشتنت را - ... آنقدر خوب نوشته ام که اهالی اینجا لب به تحسین گشوده اند... . تو فکر میکنی می شود روزی بودنت را - همیشه بودنت را - داشتنت را - همیشه داشتنت را - آنقدر خوب بنویسم تا باز دوباره تحسینم کنند؟