دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آزاده ایــرانی
378607_2247813881695_1438628056_31940277_1117999747_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

این روزآ اَکثَر ِ خوش تیپــآ خوشگِلآ خوش هِیکَلآ شُدَن مِثه این " آپآرتِمآنآی ِ بسآز بفرووش " ! فقط نَمــآ دآرَن لآمَصَبآ

این ارسال را بازنشر کرده است.
alireza
alireza
در دوره

می گویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی می کرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد، درمانِ دردِ خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده می بیند. وی به راهب مراجعه می کند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. وی ...پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور می دهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند. همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض می کند. پس از مدتی رنگ ماشین ، سِتِ لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر می دهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد می شود متوجه می شود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش می رسد (ادامه دارد)

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
390365_2247520514361_1438628056_31940192_1799067963_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

اِش تِبآه میکُنند بَعضی هآ که اِش تِـبآه نِمیکُنند بآیَد رآه اُف تآد مَثل ِ رود که بَعضی به دریآ میرسند بَعضی هم نِمیرسند رَفـتَـن هیچ رَبطی به رسیدَن ندآرد ..

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

شآیَد شآیَد شآیَد این جهآن جهَنَم ِ سیآره ی دیگَری بآشَد .. شآیَد !

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

یه خانومی گربه ای داشت که هووی شوهرش شده بود. آقاهه برای اینکه از شر گربه راحت بشه، یه روز گربه رو میزنه زیر بغلش و 4 تا خیابون اونطرف تر ولش می کنه. وقتی خونه میرسه میبینه گربه هه از اون زودتر اومده خونه. این کارا رو چند بار دیگه تکرار می کنه، اما نتیجه ای نمیگیره. یک روز گربه رو بر میداره میذاره تو ماشین. بعد از گشتن از چند تا بلوار و پل و رودخانه و. . . خلاصه گربه رو پرت میکنه بیرون. یک ساعت بعد، زنگ میزنه خونه. زنش گوشی رو برمیداره. مرده میپرسه: " اون گربه کره خر خونس؟" زنش می گه آره. مرده میگه گوشی رو بده بهش، من گم شدم !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
376113_2245101613890_1438628056_31939464_548610600_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

وَ به جُز از ایمآنَش هیچ کَس چیزی رآ هِفظ نبآیَد بُکُند مَغزهآ ؛ پُر نشود چون " اَن بآر" قَلب هآ خآلی نشود از " اِه ساس " درس هآیی بدَهَند که به جآی ِ مَغز ، "دِل" رآ تَس خیر کند از کتآب ِ تآریخ جَنگ رآ بَر دآرَند در کلآس ِ " اِن شآ" هر کَسی هرف ِ دلَش رآ بزَند ..

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل در دوره

مثل میمونه ، مثل ! خیلی سخته وسط جاده بفهمی ای

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آخه این چه زندگیه رفتم داشگاه سکشن اول امتحان داشتیم نمی دونستم سکشن دوم رفتم سر کلاس چیزی نفهمیدم سکش سوم که اصلا نرفتم سکش آخر میخواستم بمونم شنیدم استاد نیستش قالمون گذاشته

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

بچه که بودیم همه عشقمون اين بود كه زمستون بشه با چكمه قرمز بريم مدرسه یادش بخیررررررر

حسین
1200512051n00069162-r-b-014.jpg حسین
در دوره

از "یا حسین" تا " با حسین " فرسنگها فاصله است کوفیان نیز " یا حسین" گفتند ولی " با حسین " نماندند ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

وقتی حس می کنی یه نفر عوضیه به حست اعتماد کن... سند و مدرکش کم کم جور میشه!!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

چقدر خوبه که بدونی یکی یه جایی داره یه آهنگی رو فقط به یاد تو گوش می ده... (مرسییییییییی عزیزک دلمممممم)