دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید کمال
سید کمال
در دوره

يه شيره يه ترکه رو ميخوره بعد يه جا ميشينه و کسل ميشه بهش ميگن چرا کسلي ميگه نميدونم نيم ساعت پيش يه آدم خوردم مزه خرميداد

باران بهاری
حسنی.jpg باران بهاری
در دوره

@گـلـپــری حسنی نگو ، جوون بگو ؛ علاف و چش چرون بگو ؛ موی ژلی ،ابرو کوتاه ،زبون دراز ، واه واه واه... نه سیما جون ،نه رعنا جون نه نازی و پریسا جون ،هیچ کس باهاش رفیق نبود ؛ تنها توی کافی شاپ نگاه می کرد به بشقاب ! باباش می گفت : حسنی می ری به سر بازی؟ نه نمی رم نه نمی رم! به دخترا دل می بازی ؟! نه نمی دم نه نمی دم! جون با زانتیا ، ویبره می رفت تو کوچه ها ؛ گلیه چرا ویبره میری؟ دارم میرم به سلمونی که شب برم به مهمونی.. گلی خانوم نازنین با زانتیای نقطه چین یه کمی به من سواری می دی ؟! نه که نمی دم چرا نمی دی ؟ واسه اینکه من ، درس خونم و اما تو چی ؟ نه کا رداری ؟ نه مال داری ؟ فقط هزار خیال داری موی ژلی ،ابرو کوتاه ، زبون دراز ،واه واه واه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@بانو جاسمین کنکور داشته میره سر جلسه سوالها رو که پخش می كنند اول يک پنج دقيقه‌ای مبهوت به سؤالا خيره ميشه ! بعد يک بیست پنج تومنی از جيبش درمياره شروع می كنه تند تند شير يا خط كردن و پاسخ برگه رو پر كردن… بعد 40-50 دقيقه مراقب می بينه @بانو جاسمین خيس عرق شده ! هی داره يک سكه رو ميندازه بالا … ميره جلو می پرسه : داری چيكار ميكنی ؟ ميگه : همه سوالا رو جواب دادم ، دارم جوابامو چک ميكنم !!! (از دست این @بانو جاسمین )

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

يه روز به @سحـــر خاتـــون ميگن شما در روز چقدر نون می خورين ؟ ميگه : صبح دوتا لواش ظهر يه تافتون بعد از ظهر چهارتا سنگک شب هم سه‌تا باگت ! به @سحـــر خاتـــون ميگن پس نون بربری چی ؟ ميگه پس فكر كردی اينا رو لای چی ميذاريم می خوريم ؟

باران بهاری
مریم.jpg باران بهاری
در دوره

@مریم حیف از تو است آخر که پیش هرکسی باشی... تنها دلم دلدادۀ باش...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آزاده ایــرانی
Together-[PersianMob.net].jpg آزاده ایــرانی
در دوره

او ""مـــــــــرد"" است دستــــانش از تو زِبرتر و پهن تر است صورتش ته ریشى دارد قلبش به وسعـــتِ دریــــا ... جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرود و سیـــــگار دود میــــكند ... او با همــــان دستان پهن و زبرش تورا نوازش میكند به او سخت نگیر ... مرد را خراب نکن با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسد و تو آرامــــ میشوى آنقــــدر اورا نامــــرد ""نخوان"" زود دیر میشه ... روزی به سر مزارش میروی آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش را ""نسنج"" فقط به او ""نــــخ بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزد فقــــط باهاش ""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آزاده ایــرانی چايی مياره براي مهموناش ولی قند نمی ياره ميگه به قند بالای يخچال نگاه کنيد و چای بخوريد يه بچه ای ميره تو بهر قنده ، @آزاده ایــرانی ميزنه پشت کله پسره ميگه : من گفتم چای با قند بخور نه چای شيرين !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@شقایق رو برق می گيره هر كاری می كنه نمی تونه خودشو رها كنه اونم سيم برق رو محكم می گيره ميگه ولم كن تا ولت كنم !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@بانو جاسمین رادیولوژیست می شه از یه بیمار عکس می گیره بعد بهش میگه : متاسفانه عکس شما نشون می داد که چند تا از دنده هاتون شکسته ولی اصلا نگران نباشید من خودم با Photoshop درستش کردم !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یارو اومده تو پیج سهراب سپهری پست گذاشته: "آقای سپهری من عاشق شما و شعراتونم شب ها با شعرهای شما و چشم خیس به خواب میروم، چشمهارا باید شست جور دیگر باید دید..." حالا تا اینجاش اشکال نداره ، دو روز بعدش کامنت گذاشته زیر پست خودش که: ..." آقای سپهری تورو خدااااااااااا جواب مرا بدهید حتی یک سلام. فکرشو بکنین این پسره با چه فازی به اهنگهاش گوش میداده هه هه هه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آهنگ غمگین گوش میکنم مامانم میگه چته؟ چی شده؟ کی گذاشته رفته؟چرا توخودتی؟ آخ بمیری که بچمو اینطوری کردی! آهنگ شاد گوش میکنم میگه خبرمرگش برگشت؟ الان باهاته؟کیه طرف؟ چه شکلیه؟ دوسش داری؟ چند بار دیدیش؟ دیگه زدم تو فاز اذان تارگیا!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قدیما "عشق اتوبوسی"بود، تو نیگا میکردی،اون نیگا میکرد، تو نیگا میکردی اون نیگا میکرد، تو نیگا میکردی، اون پیاده میشد، تو عین اسکلا میموندی تو کف! ولی کلا فاز می داد!

سید کمال
سید کمال
در دوره

ایـن روزهــا حــالـم خــوبــ استــ خــوب ِ خــوب !! نــه نشــانـی از دلتنگـی نــه روزنـی از سیــاهـی ...و نــه وسـوسـه ای از دل بسـتگــی! ! ! . . .نــوشتنــم را بهــانــه ای نیستــ جــز گفتــن ایــن کــه "مــــــــــن" بعــد از "تـــــــــــو" بــه هیـــچ "او"یــــی اجـــــــازه ی "مــــــــــا" شــدنــ نــــداده امــ

باران بهاری
سلام.jpg باران بهاری
در دوره

سلام به همه. صبح بخیر

آزاده ایــرانی
307184_206131512788074_134851793249380_509366_1804630249_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

غمگین تر از صدای پایِ پدرم سنگینی‌ِ دروازه هاییست که برویِ شادمانی‌هایِ کودکانهِ من بسته است مادرم در حاشیه مجله زن روز نوشت زیستن در هیچستانِ روزگار ساده نبود .... ساده نیست