آرش پارسی
چون مار هوشیار و چون کبوتر ساده باشید
Herose
نامي نداشت. نامش تنها انسان بود؛ و تنها دارايياش تنهايي.گفت: تنهاييام را به بهاي عشق ميفروشم. كيست كه از من قدري تنهايي بخرد؟ هيچكس پاسخ نداد.گفت: تنهاييام پر از رمز و راز است، رمزهايي از بهشت، رازهايي از خدا. با من گفتو گو كنيد تا از حيرت برايتان بگويم. هيچكس با او گفتوگو نكرد. و او ميان اين همه تن، تنها فانوس كوچكش را برداشت و به غارش رفت. غاري در حوالي دل. ميدانست آنجا هميشه كسي هست. كسي كه تنهايي ميخرد و عشق ميبخشد. او به غارش رفت و ما فراموشش كرديم و نميدانيم كه چه مدت آنجا بود. سيصد سال و نُه سال بر آن افزون؟ يا نه، كمي بيش و كمي كم. او به غارش رفت و ما نميدانيم كه چه كرد و چه گفت و چه شنيد؛ و نميدانيم آيا در غار خوابيده بود يا نه؟ اما از غار كه بيرون آمد بيدار بود، آنقدر بيدار كه خوابآلودگي ما برملا شد. چشمهايش دو خورشيد بود، تابناك و روشن؛ كه ظلمت ما را ميدريد. از غار كه بيرون آمد هنوز همان بود با تني نحيف و رنجور. اما نميدانم سنگينياش را از كجا آورده بود، كه گمان ميكرديم
Herose
همه جا سرم كلاه رفت، حتى اونجايى كه سرت كلاه گذاشتم.
Herose
30سال پیش؛ پسر معتاد همسایه شان را مسخره کرد ! امروز : پسر و دخترش معتادند. ۱۵ سال پیش ؛ گفت: حالا خوبه شوهرش با یه بچه اومده اینو گرفته ! حالا خوبه زن دوم شده ! ... معتاده ... امروز : همه خواهرانش زن دومند ! شاکی نشیم از بدبیاری هامون، بعضی وقتا حقمونه و ما یادمون نیست داریم تاوان اشتباهی در گذشته رو پس میدیم!
آرش پارسی
نردبان دلش شکسته است میشود برایش کمی دعا کنید؟؟ یا اگر خدا اجازه میدهد کمی به جای او خدا خدا خدا خدا کنید؟!!
آرش پارسی
بغض همیشه نشانهٔ ضعفِ بغضکننده نیست، گاهی بیانگر شدتِ بیرحمی مخاطبش است
آرش پارسی
سلام صیح همگی عزیزان دنبالری بخیر. همگی خوب هستید. سر صبحی یه چیزی دیدم اینجا حال منکه گرفته شده
Herose
اگر تمام ابرهای دنیا ببارند گلهای قالی رشد نمیکنند . این قانون زیر پا ماندن است.
Herose
هیچ جمله ای بدتر از این نیست: از اولشم مهم نبودی
فرهاد 72
تا درودی دگر بدرودددددددددددددددد
فرهاد 72
مگه حیوانها دست به آب نمیشن ؟!!!
فرهاد 72
دختر كم توقع . همسر آینده ام! می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود! اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای! اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است !