دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
Herose
Herose
در دوره

"دوست " به کسی میگن که بتونی جلوش بلند بلند فکر کنی..

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

چون مار هوشیار و چون کبوتر ساده باشید

Herose
Herose
در دوره

نامي‌ نداشت. نامش‌ تنها انسان‌ بود؛ و تنها دارايي‌اش‌ تنهايي.گفت: تنهايي‌ام‌ را به‌ بهاي‌ عشق‌ مي‌فروشم. كيست‌ كه‌ از من‌ قدري‌ تنهايي‌ بخرد؟ هيچ‌كس‌ پاسخ‌ نداد.گفت: تنهايي‌ام‌ پر از رمز و راز است، رمزهايي‌ از بهشت، رازهايي‌ از خدا. با من‌ گفت‌و گو كنيد تا از حيرت‌ برايتان‌ بگويم. هيچ‌كس‌ با او گفت‌وگو نكرد. و او ميان‌ اين‌ همه‌ تن، تنها فانوس‌ كوچكش‌ را برداشت‌ و به‌ غارش‌ رفت. غاري‌ در حوالي‌ دل. مي‌دانست‌ آنجا هميشه‌ كسي‌ هست. كسي‌ كه‌ تنهايي‌ مي‌خرد و عشق‌ مي‌بخشد. او به‌ غارش‌ رفت‌ و ما فراموشش‌ كرديم‌ و نمي‌دانيم‌ كه‌ چه‌ مدت‌ آنجا بود. سيصد سال‌ و نُه‌ سال‌ بر آن‌ افزون؟ يا نه، كمي‌ بيش‌ و كمي‌ كم. او به‌ غارش‌ رفت‌ و ما نمي‌دانيم‌ كه‌ چه‌ كرد و چه‌ گفت‌ و چه‌ شنيد؛ و نمي‌دانيم‌ آيا در غار خوابيده‌ بود يا نه؟ اما از غار كه‌ بيرون‌ آمد بيدار بود، آن‌قدر بيدار كه‌ خواب‌آلودگي‌ ما برملا شد. چشم‌هايش‌ دو خورشيد بود، تابناك‌ و روشن؛ كه‌ ظلمت‌ ما را مي‌دريد. از غار كه‌ بيرون‌ آمد هنوز همان‌ بود با تني‌ نحيف‌ و رنجور. اما نمي‌دانم‌ سنگيني‌اش‌ را از كجا آورده‌ بود، كه‌ گمان‌ مي‌كرديم‌

Herose
Herose
در دوره

همه جا سرم كلاه رفت، حتى اونجايى كه سرت كلاه گذاشتم.

Herose
Herose
در دوره

30سال پیش؛ پسر معتاد همسایه شان را مسخره کرد ! امروز : پسر و دخترش معتادند. ۱۵ سال پیش ؛ گفت: حالا خوبه شوهرش با یه بچه اومده اینو گرفته ! حالا خوبه زن دوم شده ! ... معتاده ... امروز : همه خواهرانش زن دومند ! شاکی نشیم از بدبیاری هامون، بعضی وقتا حقمونه و ما یادمون نیست داریم تاوان اشتباهی در گذشته رو پس میدیم!

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

نردبان دلش شکسته است میشود برایش کمی دعا کنید؟؟ یا اگر خدا اجازه میدهد کمی به جای او خدا خدا خدا خدا کنید؟!!

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

بغض همیشه نشانهٔ ضعفِ بغض‌کننده نیست، گاهی بیانگر شدتِ بی‌رحمی مخاطبش است

آرش پارسی
آرش پارسی
در دوره

سلام صیح همگی عزیزان دنبالری بخیر. همگی خوب هستید. سر صبحی یه چیزی دیدم اینجا حال منکه گرفته شده

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک در دوره


همیشه به این فکر میکنم چقدر این خلبانها و دارن.به اون که وقتی بالای میرسه کلی میکنه

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک در دوره


 یه هم نداریم از بلند میشیم یه واسم بفرسته کلی بخندم دلم بشه

Herose
Herose
در دوره

‎ اگر تمام ابرهای دنیا ببارند گلهای قالی رشد نمیکنند . این قانون زیر پا ماندن است.

Herose
Herose
در دوره

هیچ جمله ای بدتر از این نیست: از اولشم مهم نبودی

فرهاد 72
erfan.jpg فرهاد 72
در دوره

تا درودی دگر بدرودددددددددددددددد

فرهاد 72
L129601042641.jpg فرهاد 72
در دوره

مگه حیوانها دست به آب نمیشن ؟!!!

فرهاد 72
1292212710.jpg فرهاد 72
در دوره

دختر كم توقع . همسر آینده ام! می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم. اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی! اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود! اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم! اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد! اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای! اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است !