دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
نیما
نیما
در دوره

وقتـے ارزشــ هــا عـوضــ مـے شونـد، عوضـے هــا بــا ارزشــ مـے شونـد

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیما
نیما
در دوره

خدا پرسید : می خوری یا می بری؟ و من پاسخ دادم : می خورم! چه می دانستم لذتها را می برند، حسرتها را می خورند....

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سحر
سحر
در دوره

شهر هرت جايي است كه اول ازدواج مي كنند بعد همديگه رو مي شناسن

سحر
سحر
در دوره

شهر هرت جايي است كه رنگهاي رنگين كمان مكروهند و رنگ سياه مستحب

سحر
سحر
در دوره

شهر هرت جايي است كه مردم سوار تاكسي مي شن زود برسن سر كار تا كار كنن وپول تاكسيشونو در بيارن

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحر
سحر
در دوره

شهر هرت جايي است كه همه با هم خواهر برادرن اما اين برادرا خواهرا رو كه نگاه مي كنن ياد تختخواب مي افتن

باران بهاری
مادر.jpg باران بهاری
در دوره

مرا با گیلاس و توت فرنگی و آلبالو چکار؟ ... خنده‌هات ، هر لحظه نوبرانه است، نوبرانه!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سحر
سحر
در دوره

شهر هرت جايي است كه توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

یک “شخص موردنظر” برتر از هفتاد لایک افراد است!!!

˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
˙·٠•●♥✽ήαzαήίή✽♥●•٠·˙
در دوره

حس کسی را دارم که دلش میخواسته عزیز دلش ، یک شبی ، نیمه شبی بلند شود و یواشکی برود سر دفتر خاطراتش سرک بکشد میان تمام صفحات و برسد به خودش که میان اینهمه خاطره هی آمده و رفته و تمام نشده ، همه را یواشکی بخواند و یواشکی بغض کند و یواشکی ببارد و بعد هم آرام زیر بعضی جملات را خط بکشد محض نشانه که بفهمم آمده ، دیده ، خوانده و همه چیز را فهمیده...بعد هم دفتر را ببندد و بگذارد سر جایش انگار که نه انگار!

Herose
Herose
در دوره

من به باکره بودن قلب فاحشه ها و فاحشه بودن ذهن باکره ها ایمان دارم قلب فاحشه ها در حسرت عشق ابرازنشده است و ذهن باکره ها اسیر موجی از غرایز ارضا نشده...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Herose
Herose
در دوره

اینجا مردان به قول ازدواج به همخوابگی با دختران می پردازند و بعد انها را فاحشه می نامند اینجا ایران است

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
نیما
نیما
در دوره

بچه که بودم میدانستم هر وقت گم شدم باید سر جایم بمانم تا پیدایم کنند حالا مدت‌هاست ایستاده‌ام و منتظرم پیدایم کنی

Herose
Herose
در دوره

اینایی که اصرار دارن واسه اینکه بگن که بهم زدن با دوست دختر /پسرشون مهم نبوده و خودشون اصلا به هم زده‌ن و الان خیلی حال‌شون خوبه و خوش می‌گذره و اینا؟ نظرشون درباره روح چیه ؟؟؟؟؟ اعتقاد دارن؟؟؟؟

نیما
نیما
در دوره

امام صادق علیه السلام فرمود: "هر کس که در روز بسیار گرم برای خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را می گمارد تا دست به چهره او بکشند و او را بشارت دهند تا هنگامی که افطار کند."