آقـا اَمـیـن
دستام خسته شدن پاهام تاول زدن از کمر افتادم اصلا جون ندارم دارم میمیرم اگه می شه از اندی بپرس تا کی خشکلا باید برقصن دیگه از چشم افتادی . می فهمی؟ …………..صاف افتادی تو قلبم
آقـا اَمـیـن
اگه خواستی یه کسی ….عاشق هم نفسی …عمرشو حیرونت کنه ….جونشو قربونت کنه…..جون مادرت رو من یکی حساب نکن..!!!
آقـا اَمـیـن
عزیزم با من باش و از وجود من به زندگیت گرما و صمیمیت ببخش و سرمای سخت زندگیت را با اعتماد به من از بین ببر ، ……..<< از طرف ایران رادیاتور >>
آقـا اَمـیـن
همیشه عکس تو رو توی کیف پولم دارم.هر وقت دچار مشکل بزرگی می شم ،بهش نگاه می کنم.اون وقت احساس میکنی که هیچ کدوم از مشکلاتم به اندازه ی این یه دونه وحشتناک نیستند !!!
آقـا اَمـیـن
به دریا بنگرم، دریا تو بینم. به صحرا بنگرم، صحرا تو بینم. نمیدونم چه کس بر عینکم رید، که هر جا بنگرم آنجا تو بینم
آقـا اَمـیـن
به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟
آقـا اَمـیـن
غضنفر بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ غصنفر گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
آقـا اَمـیـن
یه پسره به دختره میگه بوس میدی؟ میگه نه ! پسره میگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
آقـا اَمـیـن
به چند دیوانه میگن بپرین تو حوض خالی برای این که بفهمن حال اینها خوب شده یانه همه میپرن توحوض دستو پا میزنن که میبینن یکی کنار ایستاده بعد دکترا میگن این یکی خوب شده میرن ازش میپرسن چی شد نپریدی میگه ابش سرد بود
آقـا اَمـیـن
غضنفر مجری مسابقه بیست سوالی میشه، یارو ازش میپرسه، جانداره؟ میگه: نه. میپرسه: تو جیب جا میشه؟ غضنفر کلی فکر میکنه، بعد میگه:تو جیب جا میشه اما اگه تو جیبت بریزی، جیبت ماستی میشه!
آقـا اَمـیـن
یه روز کاغذ می خوره تو سر حیف نون. حیف نون جا در جا می میره! کاغذ رو بر می دارن نگاه می کنند، می بینن توش نوشته: “دو تا آجر”!
علي محمدي
ک روز صبح از خواب بیدار شدم و همه شان را بخشیدم. نه به خاطر این که آدم بزرگواری هستم؛ از “دوست نداشتن” خسته شدم...
علي محمدي
میتوان تنها شد میتوان زار گریست میتوان دوست نداشت و دل عاشق آدمها را زیر پاها له کرد میتوان چشمی را به هیاهوی جهان خیره گذاشت میتوان صدها بار علت غصه دل را فهمید میتوان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود! آخرش هم تنها میتوان تنها رفت... با جهانی همه اندوه و غم و بدبختی... یادگاری؟ همه جا تلخی و سردی و غرور فاتحه؟ خوب شد که رفت! عجب آدم بد خلقی بود! ولی ای کودک زیبای دلم، آن ور سکه تماشا دارد..