سید کمال
به یادت آرزوكردم كه چشمانت اگر تر شد به شوق آرزوباشد نه تكرارغم دیروز...
سید کمال
آسمان چقدر كوچك است براي پرنده اي كه نذر كرده است تا آخر عمر پرواز كند
سید کمال
در حضور واژه های بی نفس صدای تیک تیک ساعت را گوش کن شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی...
سید کمال
هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارمميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم
سید کمال
قلب من برایتو می تپد هر شب در رویاهایم تو را می بینم و احساس ات می کنم و احساس می کنم تو همهمین احساس را داری دوری، فاصله و فضا بین ماست و تو این را نشان دادی و ثابت کردی نزدیک، دور، هر جایی که هستی و من باور می کنم قلب می تواند برای این بتپد یک بارهدیگر در را باز کن و دوباره در قلب من باش
سید کمال
از بین آدمای زیادی که ما تو زندگیمون می بینیم، فقط تعدادخاصی هستن که به دلمون می شینن. خواستم بدونی تو جز همون گروهی
سید کمال
تلاش نکن که زندگی را بفهمی ، زندگی را زندگی کن ! تلاش نکن که عشق را بفهمی ، عاشق شو ! و چنین است که خواهی دانست ، این دانستن حاصل تجربه توست
سید کمال
کاش بودی تا دلم تنها نبود.. تا اسیر غصه فردا نبود.. کاش بودی تا برای قلب من.. زندگی اینگونه بی معنا نبود.. کاش بودی تا لبان سرده من.. قصه گوی غصه غم ها نبود.. کاش بودی تا دور دست عاشقم.. غافل از لمس گل مینا نبود.. کاش بودی تا زمستان دلم.. این چنین پور سوز و پر سرما نبود.. کاش بودی تا فقط باور کنی.. بعد تو این زندگی زیبا نبود..
سید کمال
تقديم به تو که : يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است
سید کمال
ز چشمت چشم آن دارم که از چشمم نیندازد .. به چشمانت که چشمانم به چشمان تو می نازد .. زکات چشم چشمی کن بسوی چشمم از چشمت .. که چشمانم بجز چشمان تو چشمی نمیخواهد ..
سید کمال
کاش آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من می سپردم که مراقبش باش جنس این جام بلور است پر ازعشق وغرور است مبادا بازیچه شود می شکند...
سید کمال
اگه ازت دورم ولی باتمام قلبم دوستت دارم اگه دنیام جهنمه توبهشتمی اگه دنیام تاریکه توتنها روزنه زندگیم هستی اگه روزم شب شده درحسرت وصالت می گذرانم