دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بچه های دوره دوباره دور هم جمع می شن. (هر مطلبی دوست داری می تونی بزاری تا جایی که به کسی بی احترامی نکنی)
نحوۀ ارسال مطلب از طریق پیامک به گروه بر و بچز دوره :

1- ابتدا صفحه پیامک خود را باز کنید.
2- سپس قبل از نوشته مورد نظرتون داخل کروشه عدد شناسه گروه که عدد 293 می باشد را وارد کنید. بصورت [293]
3- پیامک را به شماره 30007650004444 ارسال کنید

جزئیات گروه

شناسه 293
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 61575 پست
عضو 1104 کاربر
طرفدار 111 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 3
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 4
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 1

کاربران گروه

(1100 کاربر)

مدیران گروه

(5 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دوره
شناسه‌: 293 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سید کمال
سید کمال
در دوره

دوستـ داشـتن یعـنـی: دویستـ نفـر واسـت سـالاد فصـل درستـ کنـن... . . تـو لبـ بهشون نـزنی... . . . ولـی دوسـ داری "تـره ای" رو بخـوری کـه "اون" هیـچوقتـ واسـتـ خُـرد نمیـکنـه...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید کمال
سید کمال
در دوره

بـــاران همیشه می بارد، اما مردم ستـاره را بیشتر دوست دارند نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن

سید کمال
سید کمال
در دوره

ایـن روزهـا آنـقَـدر بُغضـَم سَنگـیـن شـُده ڪــہ، اگـَر گـَردنَـم را هَــم بِزَنے بــہ جـاے خـون اَشـڪـ میـریـزَد... !!!

سید کمال
سید کمال
در دوره

همیشه در انتظار نیامدنت سکوت میکنم ........میایی؟؟؟نمیدانم!!!اما این را خوب میدانم ,که این قصه را هیچ وقت برای هیچ کس نخواهم گفت.حتــــــــــــــی برای تــــــو...امروز چقدر سخت انتظار نیامدنت را کشیدم بـــــــــــاور کـــن..اما هیچ وقت آرزویت نمیکنم میخواهم خودت بیاییبا دل خودت...نه با آرزوی من....

سید کمال
سید کمال
در دوره

عيب نداره ... عيب نداره که "تـــنـــهـــايـــي "... عيب نداره که شبا بدون" شــب بــخــيــرعــشــقــت " ميخوابي ... عيب نداره که جمله ي"دوســتــت دارم " رونميشنوي ... عيب نداره که دلش ديگه برات " تــنــگ " نميشه... ........عيب نداره که خيانت ديدي و دم نزدي ... عيب نداره زيره بارون بدون اون ، بايد "تــنــهــا " خيس شي ... عيب نداره اونيکه گفت تا آخرش باهاته الان نيست که" درد " هاتو بهش بگي عيب نداره ، "

سید کمال
سید کمال
در دوره

دل به دلم که ندادی، پا به پایم که نیامدی، دست در دستم که نذاشتی، سر به سرم دیگر نگذار که قولش را به بیابان داده ام…

سید کمال
سید کمال
در دوره

من اگر عاشقانه می نویسم ، نه عاشقـم ، نه شکست خورده ... فقط می نویسم تا عشق یاد قلبم بمانـد ...!! در ایـن ژرفای دل کندن ها و عادت ها و هوس ها ، فقـط تمـرین آدم بـودن میکنم ..! همیــن !!...

سید کمال
سید کمال
در دوره

دلم میخواست یکی رو داشتم بعضی وقتا که مردم خستم میکنن میومد کنارمو دستاشو می گذاشت دوطرف صورتم زل میزد تو چشام میگفت : بیبین ... تو منو داری

║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
توسط آندروید در دوره

همه باران های زمین هم ببارند زمینی که به عشق کاشته نشده باشد ثمر محبت نخواهد داد !

فــرشــیـد
فــرشــیـد
در دوره

هِ .. مِرسی رِفیق [ ! ] .. (: .. رُفَقا ..

♥╬ ╬═♥╬ MEHRAN ╬♥═╬ ╬♥
♥╬ ╬═♥╬ MEHRAN ╬♥═╬ ╬♥
در دوره

رسم ادمای دنیا هم مثل دریاست... وقتی حس میکنن غرقشون شدی پس میزننت!!

♥╬ ╬═♥╬ MEHRAN ╬♥═╬ ╬♥
♥╬ ╬═♥╬ MEHRAN ╬♥═╬ ╬♥
در دوره

خداااااااااا جونم به امید خودت؛ نه بنده های بی خودت...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Zariܓܨܓ ღ
Zariܓܨܓ ღ
در دوره

من غصّه خوردم، سیب را فرزند ِ آدم خورد..... من گریه کردم، یک نفر در آینه سم خورد ....تو نیستی... دیگر به آن کافه نخواهم رفت.... تو نیستی... نوشابه ی مشکی نخواهم خورد

Zariܓܨܓ ღ
Zariܓܨܓ ღ
در دوره

عجیب نیست اگر ابر، غرق گریه شده... که از جدایی ما تازه باخبر شده ...مگر نسیم، رسانده به خانه بوی تو را... که تیغ کـُند شده، قرص بی ‏اثر شده !.... مرا بگیر در آغوش لعنتیت عزیز! که گریه‏ های من از شب بزرگتر شده ...

Zariܓܨܓ ღ
Zariܓܨܓ ღ
در دوره

سه قاشق شکر می ریزی... یکی برای من یکی برای خودت... سومی موهای زنی ست روی سنگ توالت که سیاه است... مثل کابوس هایی که نمی بینمت.. که جیغ می کشم تو را در آغوشی که ندارم... در زیتون های تلخ به دنبال تو می گردم... در چای های شیرین به دنبال تو می گردم و آن تفاله ی رو آمده مهمانی ست که همیشه وقتی من نیستم از راه می رسد... در زیرنویس های تلویزیون به دنبال تو می گردم... در شخصیت های منفی فیلم ها... در ایمیل های تبلیغاتی ...در اس ام اس های بی نام و نشان و خون بالا می آورم روی سنگ توالت ...گریه را من می کنم سیفون را تو می کشی ...برمی گردیم سر سفره ای که فقط به اندازه ی دو نفر جا دارد... چایت را تلخ بخور! وقتی شیرین هم اسطوره ای ست که می خواست با دو نفر بخوابد!