سید کمال
هـیـچـکس نــــمی دانســــت , بـــــــــاران اشکــــــ های خورشید پشت ابر سیاه است! و مردم ظاهربین اشک را به ابر نسبت دادند! و خورشید سوخت و ساخت!
سید کمال
مخاطب خاصی ندارد نوشته هایم! اما تا دلت بخواهد همدرد دارد، داغِ تمامِ نوشته هایم …
سید کمال
خدايـــا يــه سوالــي ازت دارم چـي ميشــد از همــون اول بهمــون ميگفتـي قــرار قسمتمــون كـي باشــه ؟! تــا ايـن همــه آدم بــه اونــي كه قسمتشــون نيست دل نمي بستـــن ... تــا ايــن همــه دل شكستــه نداشتيـــم ...
سید کمال
ســردشـــان ميشـــود هــا ميكنـــم و در جيبـــم ميگــــذارم آرام نميگيــرنــــد ، اين دســت ها گرمـــاي وجـــود تـــو را مــي خواهنــــد جــوابشان را چـــه بدهــــم ؟! بــا چــه رويـــي بگويــــم ديگــــر نيستـــي ؟!
سید کمال
خیلی سخت شده تحمل دوریت عشقم!!! میدونم تو از من پاک تری و عاشق تری!!! برای عشقمون دعا کن دعا کن زودتر بهم برسیم!!!
سید کمال
دلـم کمِی آرامـش می خـواهـد ... همیشــه هــم بمـانـد ! آرامـش چقـدر شبیــه تـوسـت عـشق مـن !!!
سید کمال
لحظه هایت را کنار می زنی
کودکی هایت را پشت سر جا می گذاری
تا که قد بکشی!
آنقدر که دستت به آرزوهایت برسد
تاب حرف های گفته را نداری،
اما می دانی "دیوار"ماندنی نیست!
در سرزمین ِ تو
مجالی برای تکرار نیست،
هر لحظه..
لحظه ایست برای رستن ِ پر عشوه ی نگاهت!
سید کمال
بیا ..!
بیا به این آدمها بگو
جز تو
هر کس مرا
عزیزم صدا کند
جز بله!؟
چیزی نخواهد شنید
بیا و بگو
جـــــــــــــــــانم گفتن هایِ دخترک
تنها
تنِ عاشقانه هایِ با تو می رود
بیا...
سید کمال
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم و تو، آدم سفید وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی و وقتی می میری، خاکستری ای و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟(این شعر کاندیدای شعر برگزیده سال 2005 شده . توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره.)
سید کمال
از قدیم میگفتن خدا در و تخته رو خوب به هم جور میکنه من میگفتم یعنی چی؟
حالا دیشب فهمیدم یعنی اینکه تو رو سر راه من قرار میده مهرمون رو به دل هم میندازه
دو نفری که شبیه هم هستن اما شبیه هیچ کس دیگه نیستن!!!
سید کمال
از تــــو چه پنهان ، گاهی آنقدر خواستنی می شوی که شروع می کنم به شمارش تــک تــک ثانیه ها برای یک بار دیگر رسیدن ، به تـــــــــــو …
@O_o
مَن دیگه دیدگاه غیر فعال نمیکنم : ) خَز شُد ...
@O_o
کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت : “خسته نباشی” : )