دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گو تو خوش باش که ما...
آخ جان...ما مدیریم

جزئیات گروه

شناسه 1096
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 102 پست
عضو 49 کاربر
طرفدار 4 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 577
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 523
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 356

کاربران گروه

(47 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)
هرف مفت
شناسه‌: 1096 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
حنا
حنا

گرچه زیر ناخونام پُرِ نورونه.مغزم هنوز میخاره

حنا
حنا

زیر پله ها/کامو میپیچد/با سارتر میگیراند/نشئه میشود/چشمهای کشیش اما/مثل سطل اب ییییخخخخخخ

DudE
DudE

ما که باران دانائی بر سرمون نبارید حداقل لوله های این واحد بالائیمون بترکه ما هم حس کنیم درون اقیانوس سولاریس هستیم و داره باران تو خونمون میاد !

DudE
DudE

لذت حرکت در تونل زمان رو با نفرت بعد از اون عوض نخواهم کرد !

....
....

دیگه حسش رف / یکی داد زد، همه چی پرید / تا برنامه بعد همه تونو به خودتون می سپارم

....
....

تقصیر همسایه ها نیست / دیوار خونه ها رو خیلی باریک ساختن / ساده ترین عاشقانه های من و تو، یه پست جذاب توی صفحه ی [!] بوک پسر همسایه می شه / البته بد نیست / شنیدم خیلی نوشته های مربوط به ما معروف شده / مخصوصن اون شکارچی بازی ِ دو شب پیش مون

....
....

امروز بیست و سومین روزه که با صدای شستن ظرف ها بیدار می شه / می خاست این دفه بره یه سر و صدایی راه بندازه / ولی فایده نداشت، باز هم می رفت و می دید ظرفی توی سینک نیست و همه چیز سر جاشه / امروز قرار گذاشت که با همه چی کنار بیاد و فقط با کسی حرف نزنه

....
....

فنجون از دسته شکسته بود ولی قبول نمی کرد عوضش کنه / رنگ جایی که شکسته بود حرف می زد که دیگه وقت رفتنه ولی توفیری نداشت / همه ی فنجون ها از میخ ها آویزون بودند الا همین یه فنجون / نوه ها بارها فنجون تازه خریده بودن، ولی تو کت ش نمی رفت این فنجون رو عوض کنه / تا این که همین الان که دارم می نویسم، فنجون بین زمین و آسمون معلقه / منم منتظرم ببینم می شکنه یا نه / ولی واسه پیرمرد فرقی نمی کنه، چون چشاشو بسته

....
....

همه از پدری، بابابزرگی یاد می گیرن، اما این نه / از مادرش سه تار زدن رو یاد گرفته بود / همین بود که به تموم لالایی های خراسانی می پیچید و می ریخت / شاید اگر کور نبود، ساز زدنش این همه سوز نداشت

....
....

از ترسش بود که زودتر از همه دستش رو بالا می برد / یه خرافاتی توی ذهنش داشت که اگه معلم ازش بپرسه هول می کنه و نمی تونه جواب بده / این دفه هم تا معلم پرسید کی یادشه، دستش رو بلند کرد / همه زیر لب غرغر کردن / بلند شد و یه ریز تموم چیزایی که حفظ کرده بود رو جلوی چشمای معلم بالا آورد / همه رو کامل / وقتی نشست بهش خیره شدم / آروم شدی؟ / با چشم فهموند که دست خودم نیست و انگشتاشو فشار داد توی هم

....
....

می گفت واسه این شاگرد شوفر شده که از خونه می ترسه / با تموم راننده های خط جنوب کار کرده بود / همه دوستش داشتن / از حموم هم می ترسید / دریا واسش غنیمتی بود / از زنها نمی ترسید ولی خوش نداشت همکلام بشه / کم حرفیش هم دلیل داشت / زیاد خوب بلد نبود جمله بچینه / بیشتر دوست داشت به جاده خیره بشه و ترانه هایی رو که با حمال های گلوبندک می خوند، زمزمه کنه

....
....

بادبزن جیگرکی های میدون شاپور، قسم بزرگش بود / حاجی که از جلوی مغازه رد می شد، چنان ذوق می کرد که تا ساعت ها می خندید / انگار توی این دنیا نبود / هر چیز این دنیا یک تعریف جدا توی ذهنش داشت / یکی همین که با حمال ها ترانه های قدیمی می خوند

....
....

نوبت هرف مف که برسه / من همیشه هستم / فرقی هم نداره / صاب داشته باشه یا نه

حنا
حنا
توسط موبایل در هرف مفت

havaye khane che delgir mishavad gahi...

حنا
حنا

احساساتی از جنس نقاشی های باب راس...